یعنی چه
در زبان فارسی، بیآبرو به فردی اطلاق میشود که بر اثر رفتار یا پدیدار شدن رازی، حرمت و جایگاه محترم خود را در میان مردم و جامعه از دست داده و دچار رسوایی، خواری و بدنامی شده باشد.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی «بی» (bī) و واژهٔ «آبرو» (ābrū) تشکیل شده است که به صورت سرهم یا با نیمفاصله تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای معماها و جداول کلمات متقاطع بر اساس تعداد حروف، واژهٔ «بی آبرو» با ۶ حرف است. از دیگر پاسخهای رایج میتوان به رسوا، بدنام و خوار اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفهوم از دست رفتن شرافت، افتادن از اعتبار و بدنامی را رسانند، به عنوان معادل این کلمه به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی صفاتی که بر زشتی نام، معیوب بودن رفتار یا مایهٔ رسوایی و خفت بودن دلالت دارند، معادل این مفهوم هستند. همچنین در اصطلاحات امروزی از تعابیری چون «مهدور العِرض» نیز استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمهٔ Şerefsiz به معنی بیشرف یا بیآبرو، İtibarsız به معنی بیاعتبار و Yüzsüz به معنی بیحیا و پررو به عنوان معادلهای معنایی کاربرد دارند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، بیآبرویی با نمادهایی چون «آبِ رفته از جوی» نمایش داده میشود که اشاره به بازنگشتن اعتبار از دست رفته دارد. همچنین از نظر بصری و کنایی، اصطلاحاتی مانند «رویِ سیاه» یا «رویِ زرد» نماد فرد بیآبرو و شرمسار در برابر جامعه است.
جمعبندی و توضیح کامل بی آبرو
واژهٔ «بیآبرو» یک صفت مرکب ساختاری در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «بی» به همراه «آبرو» (که خود در اصل کنایه از آبِ روی و طراوت چهره است) پدید آمده است. این کلمه در فرهنگ ایرانی بار معنایی بسیار سنگینی دارد؛ چرا که آبرو و اعتبار اجتماعی یکی از بالاترین سرمایههای معنوی هر فرد به شمار میرود و از دست رفتن آن به منزلهٔ سقوط جایگاه انسانی در میان همنوعان است.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید، معانی مترادفی همچون رسوا، بدنام، خوار، ذلیل و مفتضح برای این واژه ذکر شده است. در متون ادبی و فرهنگ عامه، حفظ آبرو همواره مورد تاکید بوده و در نقطهٔ مقابل، بیآبرویی به عنوان یک ننگ اجتماعی و عاملی برای انزوای فردی شناخته میشود.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم قرآنی متعددی مانند «خِزی» (رسوایی و خواری دنیا) و تعابیر کنایی مثل «سیاهی صورت» به وضوح بر این حالت دلالت دارند. جامعه و شرع همواره انسانها را از رفتارهایی که منجر به هتک حرمت و بیآبرویی خود یا دیگران میشود، برحذر داشتهاند.