یعنی چه
واژهٔ قزع در اصل به معنای قطعههای باریک، متفرق و پراکندهٔ ابر در آسمان (بهویژه در فصل پاییز) است. در کاربرد ثانویه و فقهی، به نوعی اصلاح و کوتاهی موی سر گفته میشود که در آن بخشهایی از سر کاملاً تراشیده شده و بخشهای دیگر بلند و دستنخورده باقی بماند.
مترادف
این کلمه در زبان فارسی و عربی با مفهوم جدایی، تفرق و ناپیوستگی همراستاست.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحه روی حروف قاف و زاء یعنی قَزَع (qazaʕ) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «ابرهای پراکنده» یا «تراشیدن بخشی از موی سر»، واژهٔ سه حرفی «قزع» است.
به انگلیسی
در حوزه اصطلاحات فقهی یا مدل موی امروزی، گاهی از واژههایی مثل Undercut یا Fade مفرط نیز برای قرینهسازی معنایی استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در احادیث اسلامی و ادبیات کلاسیک عرب به وفور به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در لغتنامهها شامل «ابر پاره» یا «ابرهای متفرق پاییزی» است که پیوستگی ندارند.
نماد چیست
در بلاغت و فرهنگ اسلامی، «قزع الخریف» (ابرهای پاییزی) نماد تفرق، حرکت سریع و ناپایداری است که البته استعداد اتحاد ناگهانی را دارد؛ کما اینکه در احادیث برای توصیف تجمع سریع یاران امام زمان (عج) به کار رفته است. در بحث ظاهری نیز نماد آشفتگی و خروج از اعتدال است.
جمعبندی و توضیح کامل قزع
واژهٔ «قزع» یک کلمهٔ اصیل عربی با ریشهٔ سه حرفی (قزع) است که به متون فقهی، حدیثی و ادبیات فارسی راه یافته است. معنای نخستین و ریشهای آن به پدیدههای طبیعی بازمیگردد و به تکه ابرهای باریک و پراکندهای اشاره دارد که در آسمان پاییز به سرعت حرکت میکنند و متراکم نیستند.
از همین تصویرِ پراکندگی، معنای ثانویهای در فقه و سبک زندگی اسلامی شکل گرفته است که به تراشیدن نامنظم و تکهتکهای موی سر (مانند مدلهای غیراستانداد امروزی) اطلاق میشود. این نوع اصلاح مو در احادیث نبوی به دلیل خروج از اعتدال و آراستگی یکدست، مکروه یا نهی شده قلمداد شده است.
این واژه اگرچه در متن قرآن کریم نیامده، اما در کلام پیامبر (ص) و نهجالبلاغه امام علی (ع) حضور پررنگی دارد. در تعابیر روایی، جمع شدن ابرهای پراکنده قزع به عنوان نمادی زیبا برای اتحاد سریع، منسجم و ناگهانی نیروهای حق در دوران ظهور استفاده شده است.