یعنی چه
قلندر در تصوف به درویشی آزاد از قید و بندهای دنیوی، بیاعتنا به مال و مقام و اهل سلوک گفته میشود. فقیر نیز در لغت به معنای تهیدست است، اما در اصطلاح عرفانی به سالکی اطلاق میشود که خود را به صورت مطلق نیازمند به خداوند میداند.
تلفظ
واژه اول به صورت قَلَنْدَر (فتح قاف و لام، سکون نون) و واژه دوم به صورت فَقیر (فتح فاء و کسر قاف) تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف مشخص میشود که خود عبارت «قلندر یا فقیر» دارای ۱۱ حرف است.
به انگلیسی
برای واژه قلندر معادلهایی چون Dervish و Ascetic (مرتاض و تارک دنیا) و برای فقیر واژگان Poor یا Fakir در متون عرفانی به کار میرود.
به عربی
کلمه قلندر در زبان عربی به همین صورت یا گاهی «قرندل» به کار رفته و فقیر نیز واژهای اصالتاً عربی از ریشه «ف ق ر» است.
در قرآن
کلمه «قلندر» ریشه قرآنی ندارد؛ اما واژه «فقیر» و مشتقات آن بارها در قرآن کریم ذکر شده است؛ از جمله آیه ۱۵ سوره فاطر: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ» که به فقر معنوی انسان در برابر خدا اشاره دارد.
نماد چیست
قلندر در ادبیات فارسی نماد رهایی مطلق از قید و بندهای اجتماعی، مصلحتناپذیری و پاکی درون است. فقیر نیز نماد فروتنی، فنای فیالله و درک عمیق انسان از تهی بودن خویش در برابر عظمت خالق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قلندر یا فقیر
دو واژه «قلندر» و «فقیر» در ادبیات و فرهنگ عرفانی ایران پیوند معنایی عمیقی با یکدیگر دارند. قلندر به فردی اشاره دارد که از تمام تعلقات مادی، آداب ظاهری و مصلحتاندیشیهای دنیوی دست شسته و با رویکردی ملامتی، تمام تمرکز خود را بر پاکسازی باطن گذاشته است. در مقابل، فقیر در اصطلاح صوفیه به معنای کسی است که به فقر ذاتی خود در برابر غنای مطلق الهی پی برده و خود را به طور کامل نیازمند حق میداند.
در تفاوت این دو میتوان گفت که فقیر بیشتر بیانگر یک مقام روحی و حالت نیاز معنوی به پروردگار است، در حالی که قلندر نشاندهنده یک سبک زندگی خاص، پرشور و همواره معترض به ریاکاری زاهدان ظاهرپرست است. به تعبیری، هر قلندری در مسیر سلوک خود یک فقیر محسوب میشود، اما هر فقیری لزوماً شهامت و بیباکی یک قلندر را در شکستن سنن سنتی جامعه ندارد.