معنی
واژهٔ «نهاد» دارای چند معنای کلیدی و کاربردی است: اول، به معنی سرشت، ذات، طینت و درون انسان؛ دوم، به معنی سازمان، بنیاد، مؤسسه یا ارگان رسمی؛ سوم، در دستور زبان فارسی به معنی مسندٌالیه یا صاحب خبر (بخش اصلی جمله که دربارهٔ آن خبری داده میشود)؛ و چهارم در کاربردهای قدیمی به معنی روش، آیین و قاعده.
یعنی چه
وقتی از نهاد یک جامعه صحبت میشود، منظور سازمانها و ساختارهای پایدار آن است. در ادبیات، نهاد فرد یعنی همان ذات و فطرت باطنی او. در مدرسه و زبان فارسی نیز نهاد یعنی کلمهای که کار یا حالتی را به آن نسبت میدهیم.
مترادف
متضاد
در دستور زبان، متضاد و مکمل نهاد واژهٔ «گزاره» است. از نظر مفهومی و باطنی، متضاد آن «ظاهر» یا «برون» است و در مباحث فلسفی در برابر «برابرنهاد» (آنتیتز) قرار میگیرد.
هم خانواده
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی و پارسی اصیل است. «نهاد» در واقع مصدر مرخم یا اسم مصدر برگرفته از فعل «نهادن» (در پهلوی: nihādan) به معنی گذاشتن، قرار دادن و بنا کردن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به سؤالاتی چون «بنیاد و سازمان»، «ذات و سرشت» یا «صاحب خبر در جمله»، واژه ۴ حرفی «نهاد» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
با توجه به چندمعنایی بودن واژه، معادل آن در زبان انگلیسی برای سازمان Institution، برای ذات Nature و در دستور زبان Subject است.
جمعبندی و توضیح کامل نهاد
واژهٔ «نهاد» یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد زبان فارسی است که ریشه در فعل «نهادن» به معنای پایهگذاری و قرار دادن دارد. این کلمه به دلیل غنای معنایی خود، در سه قلمرو کاملاً متفاوت کاربرد جدی دارد: در ادبیات و عرفان به معنای درون، ذات و فطرت پاک انسانی است؛ در علوم اجتماعی و اداری به سازمانها و ساختارهای پایدار جامعه اطلاق میشود؛ و در علوم زبانی، ستون اصلی هر جمله را تشکیل میدهد که بار معنایی اخبار بر دوش آن است.
تنوع کاربرد این واژه نشاندهنده ظرفیت بالای زبان فارسی در توسعه مفاهیم است. چه زمانی که از پاکی نهاد یک انسان صحبت میکنیم و چه زمانی که به بررسی نقش یک نهاد مدنی میپردازیم، مفهوم ثبات، ریشه داشتن و مبنا بودن در این کلمه کاملاً نمایان است.