یعنی چه
تغافل داشتن به معنای آن است که فرد موضوعی را کاملاً میداند و از آن آگاه است، اما از روی مصلحت، بزرگواری یا هوشمندی، تعمداً خود را بیخبر و ناآگاه وانمود میکند تا حرمتها حفظ شود یا طرف مقابل شرمنده نشود.
تلفظ
این ترکیب از واژه عربی تَغَافُل (با فتح ت و غ، و ضم ف) به همراه فعل مصدری فارسی داشتن ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون تجاهل، اغماض و چشمپوشی به عنوان پاسخهای هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات دیگری مانند to feign ignorance (تظاهر به نادانی) و connivance نیز برای این مفهوم استفاده میشوند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این واژه شامل عباراتی چون خود را به غفلت زدن، بیالتفاتی مصلحتی، مسامحه و نادیده گرفتن آگاهانه است.
در قرآن
ساختار فعلی یا اسمی باب تفاعل (تغافل) در متن قرآن کریم کاربرد لفظی ندارد؛ اما ریشه آن (غفل) در قالبهایی چون غفلت و غافلون بیش از ۳۰ بار استفاده شده که بیشتر در مقام نکوهش بیخبری از یاد خداست. با این حال، مفهوم اخلاقی تغافل (چشمپوشی) در احادیث ستوده شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و اخلاق اسلامی-ایرانی، تغافل نماد روح بزرگ و گذشت است. در ادبیات صوفیانه و شعر فارسی نیز گاهی تعابیری مانند «تیغ تغافل» یا «نگاه رمیده» به عنوان استعارهای از بیمحلی مصلحتی یا چشمپوشی معشوق به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل تغافل داشتن
تغافل داشتن یکی از مفاهیم برجسته در حوزه اخلاق، معاشرت اجتماعی و ادبیات فارسی است که مرز باریکی با سادگی یا نادانی واقعی دارد. در این حالت، فرد برخلاف غفلت حقیقی، کاملاً نسبت به عیوب، خطاها یا رازهای دیگران آگاهی دارد، اما ترجیح میدهد برای حفظ آبرو، تحکیم روابط و جلوگری از لجاجت طرف مقابل، خود را به بیخبری بزند.
این رفتار در سنتهای اخلاقی به عنوان نشانه بلندهمتی و کرامت نفس شناخته میشود؛ چنانکه در روایات نیز از آن به عنوان یکی از شریفترین ویژگیهای افراد بزرگوار یاد شده است. در بافت ادبی نیز شاعران بارها از تغافل معشوق برای توصیف حالات دلدادگی بهره بردهاند.