یعنی چه
واژه ممار در لغتنامههای فارسی و عربی به دو معنای اصلی به کار رفته است؛ نخست به عنوان صفت از ریشه مری به معنی کسی که در بحث لجاجت و ستیزهجویی میکند، و دوم از ریشه مرر به معنی محل عبور، گذرگاه و گذشتن از یک مسیر.
تلفظ
این واژه بسته به ریشه و معنای آن به دو صورت تلفظ میشود: مُمَار (با ضمه م اول) در معنای ستیزهجو، و مَمار (با فتحه م اول) در معنای گذر و گذرگاه.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه ممار معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «ستیزهکننده»، «مجادلهکننده» یا «گذرگاه» به کار میرود و یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای معنای ستیزهجویی واژههای Contentious و Disputant مناسب هستند و برای معنای عبور و مکان گذر، کلمات Passage و Passageway معادلهای دقیق آن به شمار میروند.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد. در معنای اول اسم فاعل از باب مفاعله (مُماری) است و در معنای دوم به صورت مَمار یا مَمَرّ به عنوان اسم مکان کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به فارسی اصیل، با توجه به سیاق متن، کلماتی مانند «ستیزهجو» و «لجوج» در مباحثه، یا «گذرگاه» و «راه عبور» در جغرافیا و مکان است.
در قرآن
خود کلمه «ممار» در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما مشتقات همخانواده آن از ریشه مری در آیاتی مانند آیه ۲۲ سوره کهف (فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا) به معنی مجادله و ستیزه در کلام آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل ممار
واژه «ممار» از جمله کلمات چندمعنایی با ریشه عربی است که در ادبیات کلاسیک و متون کهن فارسی به چشم میخورد. این کلمه دو وجهه معنایی کاملاً متفاوت دارد؛ در وجه اول که از ریشه «مری» مشتق شده، به انسانهای سختگیر، لجوج و ستیزهگر در بحث و جدال اشاره میکند. در وجه دوم که از ریشه «مرر» میآید، مفهوم حرکت، عبور و محل گذشتن (گذرگاه) را تداعی میکند که امروزه شکل دیگر آن یعنی «ممر» در فارسی رایجتر است.
در حل جدولهای کلمات متقاطع، ممار یک کلمه کلیدی چهار حرفی است که طراحان جدول معمولاً با عناوینی همچون مجادلهکننده یا راه عبور آن را طلب میکنند. شناخت ریشههای این واژه به درک بهتر متون ادبی و عبارات قرآنی همخانواده آن کمک شایانی میکند.