معنی
ادبار در لغت به معنی پشت کردن، رو برگرداندن و سپری شدن چیزی است؛ اما در زبان فارسی بیشتر به صورت کنایی در معنای بدبختی، سیهروزی، فلاکت و شوماقبالی به کار میرود؛ زمانی که بخت و روزگار به انسان پشت میکند.
یعنی چه
این واژه مصدری عربی از باب افعال است که در مفهوم عرفی و ادبی به معنای فروکاهش خیر، زوال موفقیت و پدید آمدن شرایط سخت و ناگوار در زندگی یک شخص استفاده میشود.
مترادف
واژههایی که مفهوم تیرهروزی و از دست رفتن خوشبختی را میرسانند، به عنوان مترادف این کلمه شناخته میشوند.
متضاد
مهمترین و اصلیترین متضاد این واژه «اقبال» به معنای رو آوردن بخت و یار شدن روزگار است.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سهحرفی عربی (د-ب-ر) مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون پشت، عاقبت و روگردانی در ارتباط هستند.
ریشه
این واژه عربیالاصل و مصدر باب افعال است. مفهوم اصلی ریشه سهحرفی آن «پشت، عقب، رو برگرداندن و رفتن به سمت پشت» است که در فارسی توسعه معنایی یافته و به مفهوم بدبختی تبدیل شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند بدبختی، نکبت، سیهروزی، شومی و بداقبالی به عنوان راهنما آمده و پاسخ پنجحرفی آن «ادبار» است.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، در معنای کنایی از واژههای مربوط به بدبختی و در معنای لغوی از اصطلاح پشت کردن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ادبار
واژه «ادبار» یکی از کلمات پرکاربرد در ادبیات کلاسیک فارسی و متون دینی است که دو لایه معنایی متمایز دارد. در ریشه اصلی و زبان عربی، این واژه به معنی پشت کردن، رو برگرداندن و به پایان رسیدن چیزی است؛ چنانکه در قرآن کریم نیز در ترکیباتی چون «إدبار النجوم» (غروب و پشت کردن ستارگان) یا «أدبار السجود» (پایان نمازها) به همین معنای جهتی و زمانی به کار رفته است.
اما این واژه پس از ورود به زبان فارسی، دچار تحول و توسعه معنایی شد و به عنوان یک کنایه ساختاریافته در معنای «بدبختی، تیرهروزی، نکبت و شوماقبالی» جا افتاد. در واقع، شاعران و نویسندگان فارسیزبان رویگردانی بخت و روزگار از انسان را به «ادبار» تعبیر کردند که دقیقاً در نقطه مقابل «اقبال» (رو آوردن بخت و سعادت) قرار میگیرد.
در بازیهای جدول و لغتنامهها، این کلمه پنجحرفی به عنوان معادل کلیدهایی چون فلاکت و سیهروزی شناخته میشود و شناخت ریشه آن به درک بهتر تقابلهای معنایی در شعر و نثر کهن کمک فراوانی میکند.