یعنی چه
عبارت «ملکالکلام» در لغت به معنای فرمانروای سخن یا صاحباختیار گفتار است. این اصطلاح به مجاز در وصف کسانی به کار میرود که بر زبان و ادبیات تسلط کامل دارند و به غایت فصیح، بلیغ و سخنور هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ این اصطلاح با توجه به تعداد حروف میتواند خودِ «ملک الکلام» (۹ حرف)، «سلطان سخن» یا واژههای هممعنی مانند «فصیح» و «بلیغ» باشد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم ملکالکلام در زبان انگلیسی از عبارات ادبی که نشاندهنده اقتدار و تسلط بر کلام هستند استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب از ساختار اضافی زبان عربی وارد فارسی شده است. در متون عربی نیز مَلِک یا امیر الکلام به عنوان صفت برای افراد فوقالعاده بلیغ استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در ادبیات فارسی شامل تعابیری همچون «سلطان سخن»، «استاد سخن» و «شاهِ ملکِ سخن» است که نمونه بارز آن در تاریخ ادبیات ما، شیخ اجل سعدی شیرازی است.
در قرآن
عین ترکیب «ملکالکلام» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، اجزای سازنده آن یعنی ریشه «م-ل-ک» (مانند المَلِک و مُلْک برای اشاره به حاکمیت مطلق الهی) و ریشه «ک-ل-م» (مانند کلام و کلمة) به دفعات در آیات الهی ذکر شدهاند.
نماد چیست
این عبارت نماد اسطورهای یا مادی خاصی ندارد، اما در اصطلاحات ادبی و عرفانی، نماد اوج شیوایی، اقتدار بیانی، بلاغت بینقص و تسلط کامل بر جادوی کلمات تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ملک الکلام
ترکیب «ملکالکلام» یک ساختار اضافی مشتقشده از زبان عربی است که پای به دنیای ادبیات فارسی گذاشته است. این واژه در اصل به معنای پادشاه و فرمانروای سخن است و به عنوان یک صفت افتخاری و لقب برتر، برای توصیف شاعران، نویسندگان و خطیبان گرانقدر به کار میرفته که در سرودن یا نگارش به بالاترین حدِ فصاحت، بلاغت و شیوایی دست یافته بودند.
در تاریخ ادبیات ایران، این اصطلاح علاوه بر کاربرد عام استعاری، گاه یک لقب رسمی دولتی و درباری بوده است؛ چنانکه در تذکرهها افرادی چون ملک قمی، ظهیرالدین فاریابی و صدرالدین خرمآبادی به این عنوان ملقب شدهاند. امروزه وقتی سخن از پادشاه کلام به میان میآید، اذهان بیش از هر کس به یاد معماران بزرگ زبان فارسی نظیر سعدی شیرازی میافتد.
از نظر ساختاری، این اصطلاح یک مفهوم تکمعنایی و کاربردی در بافت بلاغت است. اگرچه در متون دینیِ کهن یا قرآن کریم به صورت یک ترکیبِ پیوسته جایگاهی ندارد، اما هر دو جزء آن یعنی ملک (پادشاهی/مالکیت) و کلام (سخن)، از ارکان واژگانی پرکاربرد ادبی و دینی به شمار میروند.