یعنی چه
عبارت «جریحهدار گردیدن» در اصل به معنای زخمی شدن و جراحت برداشتن فیزیکی است، اما در کاربرد رایج و کنایی زبان فارسی، به آسیبهای روحی، عاطفی، اخلاقی و رنجیده شدن شدید احساسات یا افکار عمومی اشاره دارد.
تنزّه/تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [جَ / ری / حِه / دار / گَ / ر / دی / دَن] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «زخمی شدن احساسات» یا «دلآزرده شدن»، کلمه ۱۴ حرفی «جریحه دار گردیدن» یا معادلهای کوتاهتر آن مانند آزرده شدن مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم روحی و عاطفی بیشتر از اصطلاحاتی که به جراحت عاطفی یا توهین عمیق اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
واژهها و برگردانهای خالص فارسی که میتوانند جایگزین این ترکیب فارسی-عربی شوند شامل آزرده گشتن، دلشکسته شدن، رنجیده شدن، متأثر شدن و مکدر شدن هستند.
در قرآن
ترکیب «جریحهدار گردیدن» به این شکل در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن یعنی «جرح» در آیه ۶۰ سوره انعام به صورت «جَرَحْتُمْ» (به معنی مرتکب شدن یا به دست آوردن عمل در روز) و همچنین واژه «جوارح» به کار رفته است، اما کاربرد عاطفی آن معاصر و فارسیسازی شده است.
نماد چیست
در ادبیات، هنر و فرهنگ عامه، این عبارت نماد عینی آسیب شدید روانی، شکست عاطفی، رنج درونی عمیق و تاثیر مخرب کلام یا حادثهای ناگوار بر روح انسان است که معمولاً با تصویر یک قلب زخمی نشان داده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جریحه دار گردیدن
عبارت «جریحهدار گردیدن» یک اصطلاح کنایی، ادبی و پرکاربرد در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «جریحه» (به معنی زخم) و مصدر فارسی «گردیدن» ساخته شده است. این اصطلاح اگرچه در ریشه لغوی خود به معنای مجروح شدن فیزیکی است، اما در ادبیات امروز و گفتگوهای رسمی و اجتماعی، منحصراً برای اشاره به آسیبهای غیرجسمانی مانند جریحهدار شدن احساسات عمومی، عواطف انسانی یا باورهای اخلاقی به کار میرود.
در ساختار زبان، این واژه همخانواده کلماتی چون جراحت، مجروح و جراح است و متضادهایی همچون التیام یافتن، تسکین یافتن و آرام شدن دارد. استفاده از این تعبیر کنایی، عمقِ درد و تأثر روانی فرد یا جامعه را به تصویر میکشد، به طوری که گویی یک رنج معنوی یا کلامی، اثری مشابه یک زخم عمیقِ جسمی بر روح انسان باقی گذاشته است.