یعنی چه
«بساط اغبر» در لغت به معنی فرش، گستردنی یا پوستهٔ غبارآلود و خاکیرنگ است. در اصطلاح و متون ادبی کهن، شاعران و نویسندگان از این ترکیب وصفی به عنوان کنایهای برای اشاره به «کره زمین»، «توده خاک پهنشده» یا «جهان مادی و فانی» استفاده میکردهاند.
تلفظ
این ترکیب به صورت [بَساطِ اَغْبَر] تلفظ میشود که در آن بساط با فتحهٔ ب و اغبر با فتح همزه و سکون غین خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و کلمات کلیدی، این ترکیب به عنوان نشانه و کنایهای از زمین، خاک یا گیتی شناخته میشود و دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد ادبی، میتوان آن را به عباراتی که به زمین غبارآلود یا پوستهٔ خاکی زمین اشاره دارند برگردان کرد.
به فارسی
مترادفهای فارسی و ترکیبات هممعنی آن شامل بسیط اغبر، غبرا، کره خاک، بساط خاک، خاکدان و جهان فانی است. واژگان همخانوادهٔ بخش اول (بساط) شامل بسط، مبسوط و باسط؛ و همخانوادههای بخش دوم (اغبر) شامل غبار، غبراء، غابر و تغبر هستند.
در قرآن
خود ترکیب «بساط اغبر» عینا در قرآن مجید نیامده است؛ اما ریشه معنایی کلمات آن به کار رفته است. به عنوان نمونه واژه بساط در آیه ۱۹ سوره نوح به صورت «وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا» (و خدا زمین را برای شما فرشی گسترده ساخت) آمده که زیربنای همین کنایه ادبی است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، این ترکیب نماد جهان مادی، ناپایداری و بیثباتی زندگی دنیوی، فقر، و خاکساری انسان در برابر افلاک و آسمان (عالم معنا) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بساط اغبر
تعبیر ادبی «بساط اغبر» یک ترکیب وصفی و کنایی ساختاریافته از دو واژه عربی (بساط به معنی فرش و گستردنی، و اغبر به معنی غبارآلود و تیرهرنگ) است که وارد زبان فارسی شده است. این اصطلاح در متون کهن به طور مستقیم برای توصیف ویژگیهای ظاهری زمین و پوسته خاکآلود آن به کار میرفته و به مرور زمان جنبهای کاملاً نمادین و استعاری به خود گرفته است.
نویسندگان و شاعران کلاسیک با تقابل دادن این آرایه در کنار تعابیری چون «بساط اخضر» (به معنی آسمان یا چمنزار سبز)، تضاد میان عالم بالا و عالم ماده را به تصویر میکشیدند. این عبارت، یادآور فانی بودن دنیا، آمیختگی زندگی انسان با خاک و مرگ، و ناپایداری مادیات در برابر سپهر لاجوردی و جهان معناست.