یعنی چه
غیب دانستن به معنای داشتن علم و آگاهی نسبت به امور، حوادث یا حقایقی است که از دیدرس حواس ظاهری و ادراک عادی انسان پنهان است؛ مانند باطن افراد، وقایع آینده یا جهان ماوراءالطبیعه.
تلفظ
این عبارت از ترکیب واژه عربی «غَیْب» (بر وزن فَعْل) و مصدر فارسی «دانِستَن» ساخته شده است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنماییهایی نظیر «آگاهی از امور پنهان» یا «پیشگویی و اشراف بر باطن» به کار میرود.
به انگلیسی
برای توصیف این مفهوم در متون فلسفی، دینی یا ماوراءالطبیعه انگلیسی از این اصطلاحات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و متون اسلامی، این تعابیر به طور گسترده برای اشاره به این مفهوم ساختاری به کار میروند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و ترکیبات فارسی هممعنی با آن شامل غیبدانی، علم به غیب، خبر داشتن از نهان و کشف اسرار پنهان است. واژگانی چون غایب، غیبت، مغیب و غیوب نیز با آن همخانواده هستند.
در قرآن
بر اساس آیات قرآن (مانند آیه ۵۹ سوره انعام و آیات ۲۶ و ۲۷ سوره جن)، غیب دانستنِ ذاتی و مستقل، تنها و تنها مخصوص خداوند (عالم الغیب) است. با این حال، آفریدگار بر اساس مصلحت و به اندازه ضرورت، بخشی از این دانش را از طریق وحی در اختیار پیامبران برگزیده خود قرار میدهد.
نماد چیست
برای این مفهوم انتزاعی نماد مادی ثابتی در فرهنگ عامه وجود ندارد؛ اما در ادبیات و عرفان، ابزارهایی استعاری مانند «چشم دل»، «جام جم» یا «آینه غیبنما» به عنوان نمادهای واسطه برای دیدن و دانستن امور پنهان و ماورایی یاد میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل غیب دانستن
عبارت «غیب دانستن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی غیب (به معنی پنهان و ناپدید) و فعل فارسی دانستن شکل گرفته است. این مفهوم اشاره به نوعی آگاهی و دانش فرابشری دارد که به واسطه آن، امور پنهان از حواس پنجگانه و عقل مادی، مانند حوادث آینده، اسرار درون انسانها و حقایق عالم ماوراءالطبیعه آشکار میشود.
از نگاه دینی و قرآنی، غیب دانستن به صورت مطلق و ذاتی، تنها در انحصار پروردگار است و هیچ موجودی به طور مستقل به آن دسترسی ندارد؛ مگر آنکه خداوند به اذن و مصلحت خود، بخشی از این دانش را به پیامبران و اولیای الهی تعلیم دهد. در ادبیات عرفانی نیز این موضوع جایگاه ویژهای دارد و رسیدن به مرتبهای از غیبدانی را حاصل صفا یافتن باطن و باز شدن چشم دل میدانند.