معنی
واژهٔ تفته در زبان فارسی به معنای چیزی است که از شدت تابش آفتاب یا حرارت آتش، بسیار داغ و سوزان شده باشد. این کلمه همچنین در متون ادبی به معنای مجازِ برافروخته، آشفته، مکدر و تبدار نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند چیزی تفته است، یعنی از شدت گرما به مرحلهٔ سرخ شدن یا ذوب شدن (مانند آهن تفته) رسیده است یا فرد از شدت خشم، بیماری و تب، برافروخته شده است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف معادل و هممعنی واژه تفته هستند.
متضاد
این واژهها مفهومی کاملاً مخالف با داغی و التهابِ تفته را میرسانند.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «داغ و گداخته» یا «آهن ذوبشده»، واژه ۴ حرفی تفته قرار میگیرد.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای انگلیسی برای توصیف این حالت گرمایی شدید، کلمات فوق هستند.
به فارسی
برگردان و معادل خالص این واژه در زبان فارسی امروزی همان واژههای داغ، سوزان و گداخته است که مفهوم شدت حرارت را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل تفته
واژه «تفته» اسم مفعول از ریشه کهن «تفتن» (به معنی گرم شدن) و یک صفت اصیل پارسی است. این کلمه در اصل برای توصیف اشیاء و فلزاتی به کار میرود که در اثر آتشِ مستقیم، سرخ، ذوب یا بسیار داغ شدهاند، مانند تعبیر معروف «آهن تفته» که کاربرد فراوانی دارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، تفته کاربردی نمادین و مجاز دارد. شاعران بزرگ از این واژه برای نشان دادن شدت عشق، سوز درونی، رنجهای جانکاه یا خشم و برافروختگی استفاده میکردهاند. تعابیری چون «دلِ تفته» یا «جگر تفته» نشاندهنده شخص مصیبتدیده، تشنه یا بیقرار از سوز عشق و سختیهای روزگار است.