یعنی چه
باشلق به نوعی کلاه بارانی یا پوشش هودمانند گفته میشود که معمولاً به پشت جامه، قبا یا شنل متصل است. این پوشش کاربردی در مواقع لزوم بر سر کشیده میشود تا سر، گردن، گوشها و گاهی بخشی از صورت را از باد، باران و سرمای شدید حفظ کند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی معمولاً به صورت بٰاشْلُق (Bashlyk) با ضمه روی حرف لام تلفظ میشود. در برخی گویشها و متون قدیمیتر ممکن است به صورت باشلیق نیز ثبت و تلفظ شده باشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «باشلق یا کلاه شنل» به عنوان طراح سوال دقیقاً به همین صورت ۱۴ حرفی به کار میرود. همچنین واژههای کوتاهتری مانند باشلق، کپوش و برنس نیز به عنوان پاسخهای جایگزین برای کلاه شنلدار شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین واژه برای این مفهوم Hood است. همچنین واژه Bashlyk به عنوان یک اصطلاح تاریخی و فرهنگشناسی عینا به انگلیسی راه یافته است.
به عربی
در زبان عربی واژه «البرنس» دقیقترین معادل برای جامه یا شنلی است که کلاه به آن متصل باشد. عبارات توصیفی مانند قلنسوة ذات غطاء الرقبة نیز کاربرد دارند.
به فارسی
در واژهگزینی و متون کهن فارسی، معادلهایی نظیر کلاهکش (کلاهی که به جامه بند است و بر سر میکشند)، کپوش، کلدوش و کلاه بارانی برای توصیف این نوع پوشش سر و گردن استفاده شده است.
در قرآن
کلمه باشلق ریشه فقهی یا قرآنی ندارد و در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال از نظر مفهوم کلی پوشش سراسری سر و گردن، واژه «جلابیب» (جمع جلباب) در قرآن مطرح شده است.
نماد چیست
باشلق در فرهنگ پوشاک سنتی قفقاز، روسیه و آسیای مرکزی نماد مقاومت و حفاظت در برابر شرایط سخت جوی است. این کلاه در تاریخ نظامی (مانند قزاقها) و زندگی کوچنشینی، نمادی از سادگی، کاربردی بودن و زندگی در طبیعت و کوهستان به شمار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل باشلق یا کلاه شنل
واژه «باشلق» یک واژه دخیل ترکی در زبان فارسی است که از ریشه «باش» (به معنی سر) و پسوند اسمساز «لق» تشکیل شده و به معنای تحتالفظی «آنچه مربوط به سر است» کلاه شنلدار یا هودهای امروزی را توصیف میکند. این پوشش به پشت لباس یا بارانی متصل بوده و سر و گردن را در برابر باد و باران محافظت میکرده است.
در فرهنگهای مختلف، به ویژه در مناطق کوهستانی و استپی قفقاز و آسیای مرکزی، باشلق به عنوان پوششی رسمی برای نظامیان و همچنین لباس کاربردی چوپانان و مسافران رواج داشته است. در زبان فارسی معادلهای کهنی چون کلاهکش و کپوش برای آن وجود دارد که نشاندهنده قدمت استفاده از این نوع طراحی لباس در میان ایرانیان است.