یعنی چه
در اصطلاح منجمان و متون کهن ستارهشناسی، مجاسده به معنای قِران یا همراستا شدن ماه یا سیارات با نقاط تقاطع مداری مانند رأس، ذنب و کید است. گاهی نیز به طور عام به مطلقِ نزدیک شدن و مقارنه دو جرم آسمانی اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت مصدر باب مفاعله از ریشه ج س د تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمات متقاطع، واژه ۶ حرفی «مجاسده» یا معادلهای آن مانند «مقارنه» است.
به انگلیسی
برای مفهوم عام مقارنه واژه Conjunction به کار میرود، اما برای اصطلاح خاص تنجیم قدیم معادل تککلمهای امروزی وجود ندارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در متون نجوم اسلامی به همین صورت یا با عباراتی چون «اجتماع الكواكب مع العقدة القمرية» به کار رفته است.
به فارسی
در برگردان و معادلسازی فارسی، میتوان از ترکیبهایی چون «همراستایی فلکی»، «پیوند اختران» یا «همنشینی اجرام آسمانی» برای رساندن مفهوم آن استفاده کرد.
در قرآن
واژه مجاسده یک اصطلاح کاملاً تخصصی در نجوم و احکام تنجیم کهن است و در متن یا ادبیات قرآن کریم وجود ندارد.
نماد چیست
این اصطلاح نماد گرافیکی یا سمبلیک خاصی در ستارهشناسی ندارد. با این حال، در نجوم احکامی قدیم، وقوع چنین مقارنههایی را نماد و نشانهای از تغییرات سرنوشت، دگرگونیهای کیهانی یا طالع سعد و نحس تعبیر میکردند که البته ارزش علمی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل مجاسده
واژه «مجاسده» یک اصطلاح تخصصی، کهن و کمکاربرد در متون نجوم سنتی و احکام تنجیم قدیم است. این کلمه از ریشه عربی «جسد» مشتق شده، اما در اصطلاح منجمان به معنای همراستا شدن و مقارنه ماه یا سیارات با گرههای مداری (رأس، ذنب و کید) یا به طور کلی نزدیک شدن دو جرم آسمانی به یکدیگر به کار میرفته است.
امروزه این واژه در زبان فارسی معاصر و علم نجوم مدرن کاربرد رایجی ندارد و تنها در فرهنگهای لغت کهن (مانند لغتنامه دهخدا) و کتابهای تاریخ علم یافت میشود. معادل امروزی و علمیتر آن در ادبیات ستارهشناسی، واژه «مقارنه» یا «قران» است.