یعنی چه
این اصطلاح در اصل به معنای آب دریا و استخوان پوسیده یا گیاه خشک است که در کنار هم مجازاً به مفهوم «هر آنچه در دریا و خشکی است» یا همان «کل جزئیات و کلیات یک چیز» و «دار و ندار» به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب واژگانی در زبان فارسی بیشتر به صورت «طَمّ و رَمّ» با فتح هر دو حرف اول یا به صورت «طِمّ و رِمّ» با کسر آنها تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح با شمارش حروف چسبیده و بدون فاصله «طم ورم» و دارای ۵ حرف است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این اصطلاح کنایی در انگلیسی از عباراتی که مفهوم شمول، همهچیز یا دارایی فراوان را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب ریشه مستقیم در زبان عربی دارد. عبارت معروف «جاءَ فُلانٌ بِالطَّمِّ وَ الرَّمِّ» در زبان عربی یعنی فلانی با مال و ثروت بسیار آمد.
به فارسی
معادلهای فارسی روان این اصطلاح شامل عباراتی مثل «دار و ندار»، «سیر تا پیاز»، «خوب و بد» یا «کم و بیش» است که نشاندهنده فراگیری و شامل شدن همه چیز است.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات نماد امر خاصی نیست، بلکه به عنوان ابزاری کنایی برای نشان دادن شمولِ فراگیر، تجمع اضداد (خشک و تر/آب و خاک) و همچنین کثرت مال و خواستههای دنیوی به کار میرود؛ همانطور که مولانا در مثنوی میفرماید: «عقل تو قسمت شده بر صد مهم / بر هزاران آرزو و طم و رم».
جمعبندی و توضیح کامل طم ورم
اصطلاح «طم ورم» (که شکل درست نگارشی آن طم و رم است)، یک ترکیب عطفی کنایی با ریشه عربی است که به ادبیات کلاسیک فارسی راه یافته است. این واژه در لغت از ترکیب «طم» (آب دریا یا امر غالب) و «رم» (استخوان پوسیده یا گیاه خشک) ساخته شده و در کنار هم مجازاً مفهوم «هر آنچه در دریا و خشکی وجود دارد» را میرساند.
در کاربرد زبان فارسی و اشعار کهن، این اصطلاح به معنای «همه چیز»، «سیر تا پیاز»، «کلیات و جزئیات» و یا «دارایی و مال فراوان» به کار میرود. این واژه در طراحهای جدول کلمات متقاطع به صورت پیوسته و پنجحرفی مد نظر قرار میگیرد و نشاندهنده احاطه بر تمام ابعاد یا اموال یک موضوع است.