معنی
این کلمه دو تلفظ اصلی دارد: مُرَکَّب به معنای آمیخته، چندجزئی و جوهر دَوات؛ مَرْکَب به معنای اسب، کشتی یا هر نوع وسیله نقلیه و سواری.
یعنی چه
در ساختار واژگانی، اشاره به هر پدیده غیربسیط دارد که از اجتماع چند عنصر شکل گرفته است. همچنین به عنوان اسم، به مایع رنگی نگارش و وسایل حملونقل اطلاق میشود.
تلفظ
مُرَکَّب (با ضمه م و فتح ک همراه با تشدید) برای معنی ترکیبی و جوهر؛ مَرْکَب (با فتح م و سکون ر) برای معنی اسب و وسیله سواری.
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به راهنمای سؤال میتوان از واژههای هممعنی مانند جوهر، اسب، یا آمیخته نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد کلمه، برابرهای متفاوتی در زبان انگلیسی برای آن وجود دارد.
به عربی
ریشه این کلمه عربی (ر-ک-ب) است و در زبان مبدأ نیز با ساختارهای مشابه به کار میرود.
به فارسی
به جای واژه مُرَکَّب میتوان از اصطلاحات اصیل فارسی مانند «آمیخته» یا «چندجزئی» و به جای مَرْکَب از «سواری» یا «بارگیر» استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل مرکب
واژه مرکب از ریشه عربی «ر-ک-ب» وارد زبان فارسی شده و بر اساس نوع نشانهگذاری و تلفظ، مفاهیم کاملاً متمایزی را افاده میکند. در حالت «مُرَکَّب»، این کلمه صفت یا اسمی است که در مقابل امر بسیط و ساده قرار میگیرد و به هر چیزی که از الحاق چند جزء پدید آمده باشد، نظیر ترکیبات شیمیایی یا کلمات مشتق، دلالت دارد. همچنین در فرهنگ سنتی، به مایع سیاهرنگ مخصوص نوشتن (جوهر) نیز مرکب میگویند که نمادی از ثبت دانش و تفکر است.
در حالت «مَرْکَب»، این واژه به عنوان اسم مکان یا ابزار عمل کرده و به هر نوع وسیلهای که انسان بر آن سوار میشود تا مسافتی را طی کند، اطلاق میگردد؛ از اسب و باره در متون کهن گرفته تا کشتی و خودرو در زبان امروز. در ادبیات و منطق نیز اصطلاحاتی چون «جهل مرکب» کاربرد دارد که نمایانگر نادانی عمیق و لایهلایه است.
در نهایت، شناخت دقیق این واژه مستلزم توجه به سیاق متن و حرکتگذاری آن است تا معنای درست آمیختگی، ابزار نگارش، یا وسیله حملونقل بهدرستی تفکیک شود.