معنی
مفتخر در زبان فارسی به کسی گفته میشود که دچار سرافرازی و سربلندی شده است. این واژه برای توصیف فردی به کار میرود که به خاطر داشتن یک ویژگی، دستاورد یا موقعیت خاص، احساس عزت نفس و غرور مثبت دارد.
یعنی چه
عبارت مفتخر بودن یعنی فرد احساس بالندگی و مایهٔ شرف بودن دارد. اگر به صورت اسم فاعل (مُفتخِر) خوانده شود یعنی افتخارکننده و اگر به صورت اسم مفعول (مُفتخَر) خوانده شود، به معنای مایهٔ فخر و نازش است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ف - خ - ر) مشتق شدهاند و با مفاهیمی مثل بزرگی، سربلندی و ابراز شایستگی در ارتباط هستند.
تلفظ
در حالت اسم فاعل به کسر خاء «مُفتخِر» تلفظ میشود که به معنی شخصِ سربلند و افتخارکننده است و در حالت اسم مفعول به فتح خاء «مُفتخَر» به معنی گرامی و مایهٔ افتخار.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند سرافراز، سربلند، متباهی و نازنده به عنوان پاسخهای هممعنی برای واژه ۵ حرفی مفتخر به کار میروند.
به انگلیسی
بسته به لحن و بافت متن، کلمه Proud برای احساس غرور و افتخار شخصی، و کلمه Honored برای زمانی که فرد از داشتن یک موقعیت یا همراهی با کسی احساس شرافت و سرافرازی میکند، استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این واژه کلماتی چون سرافراز، سربلند، بالنده، ارجمند و گرامی هستند که مفهوم غرورِ پسندیده و عزت نفس را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مفتخر
واژه «مفتخر» از ریشه عربی فخر و باب افتعال گرفته شده است که در ادبیات و زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد. این کلمه در دو حالتِ اسم فاعل (مُفتخِر) و اسم مفعول (مُفتخَر) معنا پیدا میکند؛ در حالت اول به فردی اشاره دارد که به داشتهها، اصل و نسب یا دستاوردهای خود میبالد و احساس سربلندی دارد، و در حالت دوم به چیزی اشاره میکند که خودش مایهٔ مباهات و ارزش است.
از نظر مفهوم فرهنگی و لغوی، این واژه نمادی از عزت نفس، احساس ارزشمندی مثبت و سرافرازی به شمار میرود. جالب اینجاست که اگرچه خود این کلمه به طور مستقیم در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «فخور» در متون دینی گاهی با بار معنایی منفی (به معنای فخرفروشی و غرور کاذب) به کار رفتهاند، در حالی که در زبان فارسی امروزی بیشتر جنبهٔ مثبت و محترمانه آن مد نظر قرار میگیرد.