معنی
ضجه در زبان فارسی به معنای بانگ، فریاد، و ناله و زاری بلند است که معمولاً به دلیل مصیبت، درد شدید یا اعتراض از نهاد فرد برمیآید. در کاربردهای قدیمیتر به معنای غوغا و سر و صدای شدید مردم نیز آمده است.
یعنی چه
وقتی کسی دچار بحران شدید عاطفی، جسمی یا سوگ میشود و دیگر توان تحمل آن را ندارد، با صدای بلند گریه و زاری میکند که به این حالت ضجه زدن میگویند.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر حالات مختلف گریه شدید، زاری و فریادهای ناشی از غم و اندوه هستند.
متضاد
در منابع لغوی متضاد مستقیم و رسمی برای آن ذکر نشده، اما از نظر مفهومی، حالات سکوت، آرامش و زمزمه در نقطه مقابل آن قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ض ج ج) مشتق شدهاند و با مفاهیمی مثل فریاد کشیدن و همهمه در ارتباط هستند.
ریشه
واژه ضجه مصدری عربی است که وارد زبان فارسی شده است. معنای ریشهای آن در زبان عربی سر و صدا، هیاهو و فریاد بلند است. نکته املایی مهم این است که نوشتن آن به صورت «زجه» کاملاً غلط است، زیرا زجه/زچه در فارسی به معنای زن زائو است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به طراحانی که کلمهای سه حرفی به معنای «ناله و زاری بلند»، «فریاد از روی درد» یا «شیون» میخواهند، واژه «ضجه» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای ترجمه این واژه به زبان انگلیسی بسته به میزان شدت و بافت متن از عبارات فوق استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ضجه
واژه «ضجه» یک اسم مصدر عربی از ریشه (ض ج ج) است که در زبان فارسی کاربردی گسترده و کاملاً حسی دارد. این واژه نشاندهنده بالاترین حد از ابراز درد، غم، اندوه و درماندگی است که به صورت فریاد و نالهای بلند و جگرسوز بروز میکند. در ادبیات فارسی، ضجه همواره بار معنایی عمیقی از سوگواری شدید، فروپاشی احساسی یا حتی اعتراض مظلومانه را به دوش میکشد.
باید توجه داشت که این واژه در متن قرآن کریم به صورت مستقیم نیامده است، اما در روایات تفسیری برای توصیف احوال دوزخیان و در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا و معین به عنوان نماد بیتابی مفرط شناخته میشود. همچنین رعایت املای صحیح آن با حرف «ض» بسیار حیاتی است، چرا که نگارش آن با «ز» معنای کاملاً متفاوتی (زن زائو) پیدا میکند.