معنی
«نیاز» در زبان فارسی به معنای لزوم، ضرورت، فقر، تنگدستی و تمایل یا خواست برای برطرف کردن یک کمبود است. در کاربرد گستردهتر به هر نوع تقاضا یا ضرورت حیاتی و روانی اطلاق میشود.
یعنی چه
عبارت «نیاز» یعنی حالت یا موقعیتی که در آن انسان یا هر موجود زنده برای بقا، رشد، یا آسایش خود به چیزی بیرون از خود وابستگی و احتیاج دارد.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف مادی، معنوی و ادبی میتوانند به عنوان جانشین کلمه نیاز قرار گیرند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت دارا بودن، بیاحتیاج بودن و عدم وابستگی به غیر هستند.
هم خانواده
واژگان مشتق و مرکب که از ریشه کهن این کلمه در زبان فارسی ساخته شدهاند.
ریشه
واژه «نیاز» ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد و در زبان پهلوی به صورت niyāz به معنی حاجت و فقر به کار میرفته است. این واژه به دلیل قدمت و کاربرد بالا، به زبانهای دیگری مانند ترکی عثمانی، اردو و هندی نیز وارد شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «حاجت»، «احتیاج»، «لزوم» یا «تنگدستی»، واژه ۴ حرفی «نیاز» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، کلمه نیاز میتواند به واژههای متفاوتی در زبان انگلیسی ترجمه شود؛ برای نیازهای اساسی معمولاً از Need و برای ضرورتهای قانونی یا فنی از Requirement استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نیاز
واژه «نیاز» یکی از اصیلترین و عمیقترین کلمات زبان فارسی است که در ابعاد مختلف زندگی بشر کاربرد دارد. در ساحت مادی و زندگی روزمره، این کلمه بیانگر احتیاجات اولیه، کمبودها و محرکهای رفتاری انسان برای بقا و پیشرفت است که در علوم مدرن مانند روانشناسی (مثلاً در هرم مازلو) نیز به عنوان پایه انگیزش شناخته میشود.
از سوی دیگر، در ادبیات غنی و عرفان اسلامی-ایرانی، «نیاز» مفهومی بسیار فراتر از یک کمبود مادی دارد. در این قلمرو، نیاز صفت ذاتی انسان و مقام عبودیت و عاشقی است که در تقابل با «ناز» (که صفت معشوق و استغنای الهی است) قرار میگیرد. این مفهوم نشاندهنده تضرع، تسلیم و وابستگی مطلق روح انسان به پروردگار خویش است.