یعنی چه
«خلعة» (که در فارسی بیشتر به صورت خلعت نوشته میشود) در اصل به معنای جامه، لباس یا تحفهای گرانبها است که از طرف یک مقام بزرگ مانند پادشاه، امیر یا مرشد به عنوان تشریفات، قدردانی و پاداش به فردی اعطا میشد. علت این نامگذاری آن است که بخشاینده جامهای از جامههای خاص خود را برمیکند و به تن دیگری میپوشاند.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت خِلْعَة (با کسر خاء و سکون لام) تلفظ میشود و در زبان فارسی با تاء کشیده به صورت خِلْعت خوانده و بهکار برده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه «خلعة» دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به طراح جدول، کلماتی مانند خلعت، تشریف و جامه نیز ممکن است به عنوان هممعنی مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای مفهوم خلعت سلطنتی و تشریفاتی از عبارات Robe of honor یا Honorific dress استفاده میشود و برای ریشه لغوی آن (کندن لباس) کلماتی مثل to strip یا to remove به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی «خِلْعَة» به معنای لباس افتخاری است. همچنین همریشه آن یعنی «خُلْع» در فقه به معنای طلاق به درخواست زن در برابر پرداخت مال استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل اصطلاحاتی چون خلعت، جامهٔ تشریفات، هدیه، تحفه، صله، انعام، پاداش و جامهبخشی است.
در قرآن
خود واژه «خلعة» به عنوان اسم در قرآن نیامده است، اما فعل امر «فَاخْلَعْ» از همین ریشه در آیه ۱۲ سوره طه به کار رفته است: «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» که به معنای بیرون آوردن و کندن کفشهاست.
نماد چیست
در بستر فرهنگی و تاریخی، خلعت نماد پذیرش، بزرگی، تجلیل و تغییر جایگاه اجتماعی فرد است. در ادبیات عرفانی نیز این واژه به عنوان نماد کمالات، فیوضات الهی و جامه معنوی که بر روح سالک پوشانده میشود، به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خلعة
واژه «خلعة» (یا همان خلعت) ریشه در زبان عربی دارد و از ماده «خ ل ع» به معنی کندن و بیرون آوردن لباس مشتق شده است. وجه تسمیه آن در وجه تشریفاتیاش به این بازمیگردد که پادشاه یا شخصی بزرگ، جامهای از جامههای فاخر خود را برمیکنده و به نشان تقرب و احترام بر تن فرد دیگری میپوشانده است.
این واژه در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای یافته و نمادی از جامه افتخاری، انعام، صله و عنایت خاص ملوکانه یا پیر و مرشد مذهبی است. در حالی که در قرآن کریم ریشه این واژه در معنای لغوی خود (کندن و درآوردن کفش در وادی مقدس طوی) تجلی یافته، در عرفان اسلامی به معنای فیوضات و کمالات معنوی است که بر جان سالک مینشیند.