یعنی چه
صیقلکار به فردی گفته میشود که به صورت حرفهای یا با استفاده از ابزارهای خاص، زبری، آلودگی و زنگزدگی را از روی سطوح فلزات، سنگ، چوب، آینه یا چرم برطرف میکند تا سطحی کاملاً صاف، براق و درخشان ایجاد شود.
تلفظ
این واژه ترکیبی از «صَیْقَل» (با فتح صاد و سکون یاء) و پسوند شغلی «کار» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «صیقلکار» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «جلادهنده فلزات» یا «براقکننده سطح» به کار میرود و ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
این اصطلاحات در زبان انگلیسی برای اشاره به تکنسین یا کارگری که سطوح را جلا داده و پرداخت میکند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه صَقَلَ و لَمَعَ برای ساختن اسامی مشاغل مربوط به جلا دهندگی استفاده میشود.
به فارسی
در واژهگزینی و سرهنویسی فارسی، معادلهایی چون پرداختکار و جلاکار به خوبی وظیفه این شغل را بیان میکنند. همچنین واژههای همخانواده آن شامل صیقلی، صیقلکاری و صیقلپذیر هستند.
در قرآن
کلمه صیقلکار یا ریشه ثلاثی مجرد آن (ص ق ل) در قرآن مجید به کار نرفته است؛ چرا که این واژه بیشتر کاربرد فنی، صنعتی و بعدها ادبی داشته است.
جمعبندی و توضیح کامل صیقل کار
واژه «صیقلکار» یک کلمه ترکیبی عربی-فارسی است که از بخش اول «صیقل» (برگرفته از ریشه عربی صَقَلَ به معنی جلا دادن) و پسوند فاعلی و شغلی فارسی «کار» تشکیل شده است. این اصطلاح به هنرمند یا کارگری اطلاق میشود که با ابزارهای ظریف یا صنعتی، ناهمواریها و تیرگیهای سطوحی مانند فلز، سنگ و چوب را میزداید تا به آنها درخشندگی و کمال نهایی ببخشد.
در ادبیات فارسی و متون عرفانی، صیقلکار و عمل صیقل دادن اهمیت نمادین بالایی دارند. شاعران بزرگ مانند مولوی، صیقلکار را نماد پیر مرشد، عشق یا ریاضت نفس میدانند که وظیفه دارد زنگار و تیرگیها را از آینه دل سالک پاک کند تا حقیقت الهی در آن منعکس شود.