یعنی چه
گفتن در زبان فارسی به معنای ادا کردن کلمات، سخن راندن، اظهار کردن، خبر دادن و نقل قول کردن است. این فعل یکی از بنیادیترین فعلهای زبان برای برقراری ارتباط محسوب میشود و در بافتهای مختلف میتواند به معنای سرودن (شعر گفتن)، نامیدن (به او علی میگفتند) یا فرض کردن نیز به کار رود.
مترادف
واژههای هممعنی که میتوانند در جملات مختلف به جای گفتن قرار گیرند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مخالف و روبروی گفتن و بیان کردن را میرسانند.
هم خانواده
واژهها و مشتقاتی که از یک ریشه با گفتن ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای اصیل ایرانی دارد. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت guftan (با بن مضارع gōw) به کار میرفته است. جزء اول آن نیز از ریشه فارسی باستان gaub به معنی سخن گفتن و بازگو کردن مشتق شده است که با صورتهای دیگری مانند guten در کردی و buten در گیلکی همبستگی دارد.
جمله سازی
تلفظ
واژه «گفتن» مصدری دو هجایی است. هجای اول با ضمه روی گاف و سکون فاء (گُف) و هجای دوم با فتح تاء و سکون نون (تَن) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و طراح سوال، معمولاً خود واژه یا مترادفهای ۴ حرفی آن مد نظر قرار میگیرند.
به انگلیسی
معادلهای فعلی کلمه گفتن در زبان انگلیسی بستگی به بافتار جمله دارند.
به عربی
ریشه «قول» پرکاربردترین ریشه فعلی در قرآن کریم است که بیش از ۱۷۰۰ بار تکرار شده و بارزترین آن فعل امر «قُل» (بگو) است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این دو مصدر رایجترین معادلها برای فعل گفتن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل گفتن
فعل «گفتن» یکی از اصیلترین و حیاتیترین واژگان در زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبان پهلوی دارد. این واژه فراتر از یک عمل فیزیکی ساده برای تولید صدا، به معنای انتقال اندیشه، آشکارسازی درونیات، ابراز نظر و برقراری ارتباطات انسانی است. در حقیقت، گفتن پل ارتباطی میان جهان ذهنی فرد و جامعه پیرامون او به شمار میرود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، گفتن همواره در تقابل مفهومی با سکوت و خاموشی بررسی میشود و توازن میان این دو از نشانههای خردمندی است. همچنین این واژه در متون مذهبی و بهویژه در قرآن کریم با ریشه «قول» جایگاه ویژهای دارد و تجلیبخش کلام الهی، خطابات وحیانی و گفتگوهای میان پیامبران و امتها است که اهمیت و تقدس بیان را در تمدن اسلامی-ایرانی نشان میدهد.