یعنی چه
این عبارت به معنای تحتاللفظی قرار دادن پرندگان یا حیوانات در قفس، و در مفهوم مجازی به معنای سلب آزادی، کنترل شدید، زندانی کردن انسان یا گرفتار کردن او در شرایط سخت و محدودکننده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی از بخشهای «در» (dar)، «قفس» (qafas) با فتح قاف و فاء، و «نهادن» (nahādan) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع اسارت و حبس، واژه ۱۰ حرفی «درقفس نهادن» یا معادلهای آن نظیر محبوس کردن کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم قرار دادن در قفس یا محدود و زندانی کردن از افعال فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مصدر إقفاص و واژگان همخانواده حبس و سجن برای رساندن این مفهوم به کار میروند.
به فارسی
واژهها و عبارتهای جایگزین و هممعنی فارسی شامل حبس کردن، به زنجیر کشیدن، در زندان افکندن، محدود کردن و رهایی سلب کردن هستند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ، قفس و در قفس نهادن نماد بارز خفقان، دوری از وطن یا معشوق، و در مفاهیم عرفانی نماد گرفتار شدن مرغ باغ ملکوت (روح انسان) در قفس تن و مادیات دنیا است.
جمعبندی و توضیح کامل درقفس نهادن
عبارت «درقفس نهادن» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ «قفس» (ریشه معرب از یونانی) و فعل فارسی «نهادن» ساخته شده است. این عبارت در معنای حقیقی برای پرندگان و حیوانات و در معنای مجازی برای انسانها به کار میرود و دلالت بر سلب آزادی و ایجاد محدودیت شدید دارد.
از نظر ساختاری این عبارت دقیقاً ۱۰ حرف دارد و در متون ادبی و عرفانی به عنوان استعارهای قوی از گرفتار شدن روح پاک انسانی در کالبد مادی و دنیوی استفاده میشود. متضادهای مستقیم آن واژههایی چون آزاد کردن، رها کردن و خلاصی بخشیدن هستند.