یعنی چه
عاجزی در زبان و ادبیات فارسی به دو مفهوم عمده اشاره دارد؛ نخست در بعد اخلاقی و عرفانی به معنای فروتنی، انکسار نفس، تواضع و تسلیم در برابر حق است و دوم به معنای اسم مصدر از عاجز، یعنی حالت ناتوانی، درماندگی و قصور در انجام یک کار.
تلفظ
این واژه به صورت فتح عین و کسره جیم تلفظ میشود: عَاجِزی (ājezi).
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه عاجزی دقیقاً ۵ حرف دارد و بسته به راهنمای جدول، با کلماتی چون فروتنی، ناتوانی یا خاکساری همپوشانی دارد.
به انگلیسی
برای بعد اخلاقی واژه (تواضع) از کلماتی مانند humility و modesty استفاده میشود و برای بعد مادی آن (ناتوانی) عبارات helplessness و inability به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی، ریشه اصلی واژه همان «عجز» به معنای ناتوانی است، اما برای رساندن مفهوم کاربردی عاجزی در فارسی (به معنی فروتنی) از واژگان التواضع و الانکسار استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل خاکساری، فروتنی، درماندگی، فروماندگی، قصور و بیپناهی هستند که در متون ادبی کاربرد فراوانی دارند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ اسلامی، عاجزی نماد شکستن غرور، خودبینی و تکبر است. این واژه نشاندهنده کمال معنوی، پاکی نفس و اعتراف انسان به محدودیتهای خود در برابر قدرت لایزال الهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عاجزی
واژه «عاجزی» از ریشه عربی «ع-ج-ز» گرفته شده و با پیوستن به «ی» مصدری در زبان فارسی تثبیت شده است. این کلمه در متون کهن و عرفانی سیر معنایی ظریفی را طی کرده؛ به طوری که علاوه بر معنای مادی و اولیه خود یعنی «ناتوانی و درماندگی»، در بافت اخلاقی و ادبی به عنوان یکی از فضایل والای انسانی یعنی «تواضع، فروتنی و خاکساری» شناخته میشود.
تفاوت ظریف عاجزی با واژه «عجز» در این است که عجز بیشتر به ناتوانی واقعی و فیزیکی در انجام کارها اشاره دارد، در حالی که عاجزی اغلب بیانگر یک حالت روحی، رفتار اخلاقی پسندیده و انکسار نفس در برابر کبر و غرور است. در فرهنگ عامه و جدول نیز این کلمه پنجحرفی به عنوان مترادفی برای فروماندگی یا تواضع کاربرد دارد.