معنی
عیان به معنای چیزی است که کاملاً مشخص، روشن و قابل مشاهده با چشم باشد و جای هیچ شک و تردیدی باقی نگذارد. همچنین در معنای قدیمیتر به مفهوم مشاهده مستقیم و یقین حاصل کردن از طریق دیدن (معاینه) به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگویند امری عیان است، یعنی آن موضوع آنقدر روشن و ملموس است که برای اثبات یا درک آن نیازی به استدلال، تفسیر یا توضیح اضافه وجود ندارد؛ درست مانند چیزی که جلو چشم قرار دارد.
مترادف
واژههای فوق همگی در مفهوم هویدا بودن و قابلیت درک و مشاهده مستقیم با کلمه عیان همپوشانی دارند.
متضاد
این کلمات به مفاهیمی اشاره دارند که از دیدگان پوشیده هستند و برعکس عیان، به راحتی قابل رویت یا درک نیستند.
تلفظ
این واژه با فتح عین (عَ) و سکون یا کشیدگی حروف بعدی به صورت عَیان تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه عیان معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «آشکار»، «واضح» یا «پیدا» استفاده میشود و یک کلمه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم عیان در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، بیشتر از واژگان Obvious و Clear استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و خالص فارسی برای این واژه عربیتبار، کلماتی مانند «آشکار»، «پیدا»، «روشن» و «هویدا» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل عیان
واژه «عیان» یک کلمه ریشهدار عربی (از ریشه ع-ی-ن به معنی چشم) است که به طور گسترده وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه به هر چیزی اشاره دارد که با چشم دیده میشود، کاملاً محسوس است و به دلیل و برهان نیاز ندارد. در ادبیات و عرفان فارسی، عیان معمولاً در مقابل غیب (جهان پنهان و معنا) قرار میگیرد و نمادی از جهان مادی یا حقایق شهودیافته است.
یکی از آشناترین کاربردهای این واژه در فرهنگ عامه، ضربالمثل معروف «چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است» میباشد که دقیقاً کاربرد و معنای کلیدی آن را نشان میدهد؛ یعنی وقتی حقیقتی به وضوح روشن است، سخن گفتن و توضیح دادن درباره آن بیهوده است.
باید توجه داشت که این کلمه با ادات استفهام قرآنی «أَیّانَ» (به معنی چه وقت) تفاوت دارد. عیان به شکل اسمی در قرآن نیامده، اما مفاهیم همخانواده آن مانند معاینه و عین کاملاً با مفهوم دیدن و یقین ارتباط دارند.