معنی
آفاق در لغت به معنی کرانههای آسمان و گوشه و کنار جهان است و در معنای ادبی به عالم، گیتی و چشماندازها اشاره دارد.
یعنی چه
این واژه به تمام واژهها یا پدیدههایی که در جهان بیرونی و پیرامون انسان قرار دارند اشاره میکند و مظهر گستردگی است.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را با آفاق در متون ادبی و اصطلاحی دارند.
متضاد
در اصطلاحات قرآنی، فلسفی و عرفانی، واژه انفس به عنوان نقطه مقابل آفاق (جهان بیرون) به کار میرود.
هم خانواده
این واژگان از ریشه سه حرفی (أ ف ق) مشتق شدهاند یا با آن ارتباط معنایی و ساختاری دارند.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنمای «افقها» یا «کرانههای آسمان»، واژه ۴ حرفی آفاق مد نظر است.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه آفاق به انگلیسی ترجمه میشود که رایجترین معادل آن Horizons است.
در قرآن
این واژه در آیه ۵۳ سوره فصلت («سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ») به کار رفته است که به جلوههای خداوند در جهان خارج (آفاق) در برابر درون انسان (انفس) اشاره میکند.
جمعبندی و توضیح کامل آفاق
واژه آفاق جمع مکسر «افق» و از ریشه عربی «أ ف ق» است که در زبان و ادبیات فارسی کاربرد گستردهای دارد. این واژه در معنای لغوی خود به کرانههای آسمان، مرزهای دیداری زمین و گوشه و کنار جهان دلالت دارد و در متون ادبی به عنوان نمادی از کل عالم هستی و گیتی شناخته میشود.
در فرهنگ اسلامی، فلسفه و عرفان، آفاق جایگاه ویژهای در تبیین جهانشناسی دارد. این کلمه در تقابل با واژه «انفس» (درون انسان) قرار میگیرد و نماد «جهان اکبر» یا همان دنیای مادی و پیرامونی است که سیر و سفر در آن، آگاهی انسان را نسبت به آفرینش و خالق افزایش میدهد.