معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی، واژه کهن «تژ» دارای چند معنای متمایز است؛ نخست به معنی جوانه، شکوفه و برگ نورستهای است که تازه از شاخه درخت یا خاک بیرون آمده باشد. در معنای دوم به دندانههای روی کلید یا قفل اشاره دارد و در معنای سوم، نام پرندهای کوچک و خوشآواز (صعوه) است.
یعنی چه
این واژه در متون کهن به مفهوم آغاز رویش گیاهان به کار میرفته است. اصطلاح «تژ زدن» در گذشته به معنای جوانه زدن و سر برآوردن گیاه از دل خاک استفاده میشد. همچنین در صنعت قفلسازی قدیم، به برجستگیهای روی کلید تژ میگفتند.
مترادف
واژههای فوق در متون ادبی و لغوی کهن به عنوان هممعنی یا نزدیک به معنای تژ استفاده شدهاند.
متضاد
برای این واژه متضاد رسمی و ثبتشدهای در دست نیست، اما با توجه به معنای جوانه و شادابی، کلماتی که مفهوم فرسودگی و خشکی را میرسانند در تقابل با آن قرار میگیرند.
هم خانواده
این کلمات از نظر ریشه لغوی، ساختار آوایی یا کاربرد ترکیبی (مانند تیج زدن) با واژه تژ در پیوند هستند.
ریشه
تژ یک واژه کاملاً ایرانی و اصیل است که در کتابهای لغت قدمایی مانند «لغت فرس اسدی» ثبت شده است. برخی تحلیلها ریشه آن را با مفاهیم هندواروپایی به معنی تیز یا نو روییدن مرتبط میدانند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر سوال درباره جوانه، برگ نورسته یا دندانه کلید با تعداد ۲ حرف باشد، پاسخ دقیق آن «تژ» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه تژ در کدام یک از معانی خود به کار رود، برابرهای انگلیسی متفاوتی در لغتنامهها برای آن در نظر گرفته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تژ
واژه «تژ» از جمله کلمات اصیل، کهن و بسیار کمکاربرد زبان فارسی است که در متون و ادبیات معاصر تقریباً منسوخ شده و امروزه بیشتر در لغتنامههای قدیمی یا به عنوان یک چالش ادبی در جدولهای کلمات متقاطع دیده میشود. این کلمه دو حرفی در اصل به برگهای تازهروییده، شکوفهها و جوانههایی اشاره دارد که در آغاز فصل بهار از دل خاک یا روی شاخه درختان پدیدار میشوند. علاوه بر این مفهوم گیاهشناسی، تژ در صنایع سنتی به معنای دندانه درون قفل و روی کلید نیز به کار میرفته و در جانورشناسی کهن نام نوعی پرنده کوچک بوده است.
در فرهنگ و ادبیات ایران زمین، این واژه به دلیل پیوند عمیقش با مفهوم جوانه زدن، نمادی از طراوت، نوآوری، آغاز دوباره زندگی و جوانی به شمار میآید. از آنجایی که حرف «ژ» مخصوص زبان فارسی است، این کلمه هیچ ریشه یا کاربردی در زبان عربی و متون قرآنی ندارد و اصالت ساختار آن کاملاً به پارسی باستان و میانه باز میگردد.