یعنی چه
این واژه دو کاربرد اصلی دارد: نخست به عنوان صفت نسبی عربی (غَنَمیّ) به معنی کسی که طبیعت و خصیصه گوسفند را دارد (مطیع یا بیکاره)؛ دوم در متن قرآن کریم (غَنَم + ي) به معنی گوسفندان و رمهٔ من.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به نقش آن در متن به صورت غَنَمی (در حالت مضاف به یای متکلم) یا غَنَمیّ (به صورت صفت نسبی با تشدید یاء) است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۴ حرف دارد و به مفاهیمی چون منسوب به گوسفند یا تعبیر قرآنی گوسفندان موسی (ع) اشاره میکند.
به انگلیسی
برای حالت صفتی واژههای Ovine و Sheep-like و برای ترکیب قرآنی آن عبارت My sheep به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی، غنمیّ به عنوان صفت به معنای منسوب به گوسفند است و کلمه غنم اسم جمعی است که مفرد آن واژه «شاة» میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در نقش صفتی «گوسفندوار» و «انقیادپذیر» است و در نقش عبارتی به صورت «گوسفندهای من» ترجمه میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و نمادشناسی لغوی، ریشه این واژه (غنم/گوسفند) نمادی از اطاعتپذیری، تسلیم، آرامش و در عین حال مظلومیت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل غنمی
واژه «غنمی» در زبان و ادبیات فارسی یک ورودی کاملاً مستقل و اصیل ندارد، بلکه کاربرد آن مستقیماً به ریشه عربی «غ ن م» بازمیگردد. این کلمه با توجه به بافت متن و اعرابگذاری، دو وجهه معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکند؛ در حالت نخست به صورت صفت نسبی به معنای گوسفندوار، مطیع و کسی که خصیصه گوسفند را دارد به کار میرود.
در وجهه دوم که شهرت بالایی دارد، این کلمه ترکیبی قرآنی (غَنَم + ي) است که در آیه ۱۸ سوره مبارکه طه از زبان حضرت موسی (ع) نقل شده است، جایی که میفرماید با عصای خود برای گوسفندانم (غَنَمِي) برگ میتکانم. بنابراین مفهوم کلمه بسته به کاربرد، میان یک صفت اخلاقی/رفتاری و یک مالکیت شخصی متغیر است.
برخی منابع لغوی نیز احتمال میدهند که این واژه در متون کهن به صورت خطای نوشتاری یا مشتقی از ریشه دیگر غنم به معنی سود، غنیمت و بهرهمندی به کار رفته باشد، اما اصالت معنایی آن بر همان دو محور گوسفندصفت و گوسفندان من استوار است.