معنی
دگرگونی به معنای از حالتی به حالت دیگر درآمدن و عوض شدن کیفیت یا ماهیت چیزی است. این واژه در علوم مختلف مانند زیستشناسی و زمینشناسی نیز برای توصیف تغییرات ساختاری عمیق و اساسی (مانند دگردیسی یا تغییرات سنگها) به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی دچار دگرگونی شده، یعنی حالت اولیه خود را حفظ نکرده و به شکل، ساختار یا کیفیت جدیدی تبدیل شده است که با گذشتهاش تفاوت دارد.
مترادف
واژههای فوق در زمینههای ادبی، علمی و فلسفی به عنوان هممعنی این کلمه به کار میروند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده پابرجا ماندن در یک حالت و دوری از هرگونه تغییر هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه مشترک ساختاری و معنایی دگرگونی مشتق شدهاند.
ریشه
«دگر» مخففِ دیگر (از ریشه پهلوی تکَر) به معنی تغییریافته، و «گون» پسوند شباهت، حالت و نوع است. در نهایت پسوند «ی» مصدر جعلی یا حاصل مصدر را میسازد که مفهوم «دیگرگون شدن و تغییر شکل» را معنا میدهد.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده، میتوانید از واژه دگرگونی (۷ حرف) یا مترادفهای آن استفاده کنید.
به انگلیسی
بسته به متن مورد نظر (علمی، عمومی یا فلسفی)، معادلهای فوق دقیقترین ترجمهها برای این واژه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل دگرگونی
واژه دگرگونی یکی از اصیلترین و پرکاربردترین کلمات زبان فارسی است که مفهوم عمیق تغییر، تبدل و عبور از یک حالت به حالت دیگر را بازگو میکند. این کلمه در حوزههای مختلف از جمله علوم طبیعی مانند زمینشناسی و زیستشناسی برای توصیف فرآیندهای بنیادینی مثل تحول سنگها یا دگردیسی جانداران به کار میرود و در ادبیات نیز بازتابدهنده رشد معنوی و تحولات درونی انسان است.
اگرچه خود این لفظِ فارسی در متن قرآن نیامده است، اما روح و مفهوم محوری آن در آیات متعددی (مانند آیه ۱۱ سوره رعد) که به تغییر سرنوشت جوامع به دست خودشان اشاره دارد، به وضوح دیده میشود. در فرهنگ و نمادشناسی، موجوداتی همچون پروانه و ققنوس مظهر کامل این واژه هستند که گذار از پیله تیره به پرواز، یا برخاستن از خاکستر برای تولدی دوباره را تداعی میکنند.