یعنی چه
نگارها جمع کلمه نگار است. این واژه در زبان فارسی دو کاربرد عمده دارد؛ یکی در معنای مادی و هنری به معنی نقشها، تصویرها، نقاشیها و تندیسها، و دیگری در مفاهیم ادبی و عرفانی به عنوان کنایه از معشوقها، دلبران و خوبرویان.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [nēgārhā] یا [negārhā] با کسر نون و فتح گاف است که در نهایت به نشانه جمع «ها» ختم میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «تصویرها»، «نقشها»، «نقاشیها» یا «دلبران و معشوقها» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای معنای ظاهری و هنری از واژههایی مانند Images یا Paintings و برای معنای عاشقانه و ادبی از واژه Beloveds استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلمات «صُوَر» و «نُقوش» دقیقترین معادل برای جنبه ظاهری کلمه، و «مَعشوقات» یا «حَبیبات» معادل جنبه ادبی آن هستند.
در قرآن
واژه «نگارها» یا ریشه اصلی آن (نگار) در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ چرا که این کلمه کاملاً فارسی و دارای ریشه ایرانی باستان است و جزو واژگان عربی قرآنی به شمار نمیرود.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران، نگار نماد تجلی زیبایی خداوند، معشوق کامل و آفرینش هنری پروردگار است. در هنر مینیاتور یا نگارگری نیز هر خط و نگار، نمادی از جهان معنا در قالب رنگ و فرم محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نگارها
واژه «نگارها» شکل جمع کلمه «نگار» همراه با نشانه جمع فارسی «ها» است که ریشهای کهن در زبان فارسی میانه (پهلوی) دارد. این کلمه از نظر معنایی ساختاری دوگانه را پیش چشم مخاطب میگذارد؛ از یک سو در حوزه هنری و مادی به معنای تصاویر، نقاشیها، تندیسها و نقوش تزیینی است و از سوی دیگر در ادبیات منظوم و متنهای عرفانی به عنوان کنایهای لطیف برای اشاره به معشوقان، دلبران و خوبرویان به کار میرود.
بررسی ریشهشناختی نشان میدهد که این واژه کاملاً پارسی است و از ریشههای مرتبط با تراشیدن، شیار کردن و نقش زدن مشتق شده است. به دلیل همین اصالت ایرانی، این کلمه در قرآن کریم جایگاهی ندارد اما در سراسر دیوانهای شعرای بزرگ پاریسیگوی، نمادی بارز از زیبایی مطلق، صنع الهی و کمال معشوق به شمار میرود.