معنی
بطلان در لغت به معنای ناچیز شدن، تباه شدن، فاسد شدن و از کار افتادن است. در اصطلاح حقوقی و فقهی نیز به معنای فاقد اثر قانونی شدن یک عمل، قرارداد یا حکم از همان ابتدا است.
یعنی چه
وقتی میگویند سندی دچار بطلان شده یا معاملهای باطل است، یعنی آن عمل از نظر قانون و شرع هیچگونه اثر حقوقی ندارد و گویی از ابتدا هیچ اتفاقی نیفتاده است.
مترادف
این واژهها در بافتهای زبانی، حقوقی و فلسفی مختلف به عنوان هممعنی بطلان به کار میروند.
متضاد
کلماتی که در نقطه مقابل بیاعتباری و پوچی قرار دارند و نشاندهنده درستی و پایداری هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه با ضمه روی حرف اول (بُ) تلفظ میشود و یک مصوت بلند (ا) در هجای دوم دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بیاعتباری»، «تباهی» یا «از کار افتادن عمل»، واژه ۵ حرفی «بطلان» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی انگلیسی، برای رساندن مفهوم بطلان و بیاثری قراردادها از این اصطلاحات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بطلان
واژه «بطلان» اصالتاً ریشهای عربی (ب-ط-ل) دارد و در زبان فارسی به معنای بیاعتباری، فاسد شدن و از بین رفتن اثر یک چیز به کار میرود. این کلمه در حوزههای مختلف کاربرد دارد، اما ملموسترین وجه آن در اصطلاحات حقوقی و فقهی است؛ جایی که بطلان یک قرارداد یا عمل به معنای بیاثری مطلق آن از همان بدو شکلگیری تلقی میشود، به طوری که گویی هیچ رابطه حقوقی ایجاد نشده است.
در فرهنگ عمومی و مذهبی نیز بطلان در برابر حق و حقیقت قرار میگیرد. اگرچه خودِ این مصدر به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مانند «باطل» کاربرد فراوانی دارند و به ناپایداری و فناپذیری امور غیرحقیقی اشاره میکنند. در نگارش و سنت مکتوب، کشیدن خط مورب یا ضربدر روی یک سند، نمادی عینی برای اعلام بطلان آن است.