یعنی چه
در لغتنامههای معتبر فارسی مانند دهخدا و معین، شعله به معنای زبانهٔ آتش، فروغ، روشنی و بخش فروزان و متحول آتش آمده است که گرما و نور تولید میکند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت شُعْلِه (تلفظ عامیانه و رسمی) و در اصلِ عربی خود به صورت شُعْلَة خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلماتی مانند زبانه، شراره، لهیب، الو، یا خودِ عبارت 'واژه شعله' (۸ حرفی) به کار میروند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این واژه Flame است که به بخش دگرگونشونده و نورانی آتش اشاره دارد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد (شعل) به معنی افروختن آتش گرفته شده است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژه Alev دقیقترین معادل برای بیان مفهوم شعله و زبانه آتش است.
به فارسی
برابرهای اصیل و واژگان هممعنی فارسی برای شعله شامل زبانه، شراره، آلو (الو) و شرر هستند که هرکدام به بخشی از حالتهای آتش اشاره دارند.
نماد چیست
شعله در ادبیات فارسی و فرهنگهای مختلف، علاوه بر مظهر پاکسازی و ویرانگری، نماد برجستهٔ عشق سوزان، اشتیاق عارفانه، پویایی حیات، و همچنین روشنایی علم و هدایت است.
جمعبندی و توضیح کامل واژه شعله
واژه «شعله» یک کلمه با ریشه عربی (از شعل) است که به طور گسترده وارد زبان فارسی شده و به معنای زبانه، فروغ و پارهٔ درخشان آتش است که بالا میکشد. این کلمه در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا و معین با مترادفهایی نظیر شراره، لهیب و اخگر پیوند خورده و متضاد آن کلماتی مثل خاموشی و افسردگی آتش هستند. هرچند خود واژه 'شعله' به این صورت در قرآن نیامده، اما فعل همخانواده آن یعنی 'اشتعال' در سوره مریم به کار رفته است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، شعله فراتر از یک پدیده فیزیکی، دارای بار معنایی عمیق است؛ این واژه به عنوان نمادی از عشق مفرط، روشنگری، دانش، و گاه سرکشی و پاککنندگی شناخته میشود. در کاربردهای روزمره و حل جدول نیز کلماتی چون زبانه و الو به عنوان هممعنیهای پرکاربرد آن مد نظر قرار میگیرند.