یعنی چه
اصطلاحی عامیانه و غیررسمی است که برای اشاره به افراد بسیار مسن، فرتوت و شکسته که توان جسمی خود را از دست دادهاند به کار میرود. این ترکیب گاهی با لحن طنز یا اندکی تحقیر همراه است و علاوه بر انسان، گاهی در معنای مجاز برای وسایل بسیار کهنه و اسقاطی نیز استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب در زبان فارسی به صورت «پیر وُ پاتال» [pīr-o-pātāl] است که واو عطف در آن به صورت ضمه (وُ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح عامیانه برابر با خودِ عبارت «پیر و پاتال» با ۹ حرف است. از دیگر پاسخهای احتمالی و مشابه میتوان به فرتوت، کهنسال یا ازکارافتاده اشاره کرد.
به انگلیسی
برای انتقال حس عامیانه و فرتوتی این واژه در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی مانند Old geezer یا واژههای توصیفی نظیر Decrepit و Frail استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «هرم» یا ترکیب «شیخ فانی» دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم فرتوتی شدید و ازکارافتادگی هستند.
به فارسی
در زبان فارسی رسمی، معادلهای دقیق این اصطلاح عبارتند از: فرتوت، کهنسال، سالخورده، شکستهحال و ازکارافتاده. واژه «پیر» ریشه در پارسی میانه دارد و واژه «پاتال» یک تکواژ عامیانه (احتمالاً اتباعی برای تأکید، یا وامواژهای با تغییر معنایی) است که معنای فرتوتی را تقویت میکند.
در قرآن
ترکیب عامیانه و محاورهای «پیر و پاتال» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، از نظر معنایی نزدیکترین تعبیر برای اشاره به سن بسیار بالا و پیری مفرط در قرآن، عبارت «شَیْخٌ کَبِیر» (به معنای پیرمرد بزرگسال و سالخورده) است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ عامه و زبان محاوره، نمادی برای فرتوتی شدید، از دست رفتن کامل شادابی و جوانی، و به پایان رسیدن کارایی جسمی یا کارکرد یک وسیله است. این واژه جنبه اسطورهای ندارد و صرفاً بازتابدهنده واقعیت پیری مفرط در گفتار کوچه و بازار است.
جمعبندی و توضیح کامل پیر و پاتال
اصطلاح «پیر و پاتال» یکی از ترکیبهای کنایی و عامیانه در زبان فارسی است که از دو جزء تشکیل شده است. جزء اول یعنی «پیر» ریشهای اصیل و کهن در زبانهای ایرانی دارد، اما جزء دوم یعنی «پاتال» در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا به عنوان یک واژه اتباعی (تابعی برای آهنگین کردن و تأکید) شناخته میشود، هرچند برخی ریشهشناسیهای غیررسمی آن را به واژگان کهن هندواروپایی یا کردی مربوط میدانند که به مرور زمان در زبان محاوره معنای کهنگی و فرسودگی گرفته است.
این عبارت در گفتگوهای روزمره معمولاً با لحنی طنزآمیز، کنایهآمیز و گاهی توام با تحقیر برای توصیف افرادی که به سنین بسیار بالا و مرحله فرتوتی و ازکارافتادگی رسیدهاند، استفاده میشود. البته کاربرد آن تنها به انسان محدود نمیشود و گاهی مجازاً برای اشاره به اشیاء، ابزارها و خودروهای بسیار قدیمی، مندرس و اسقاطی نیز به کار میرود تا شدت کهنگی آنها را نمایان کند.
در متون رسمی، ادبیات کلاسیک و کتابهای مذهبی مانند قرآن کریم اثری از این ترکیب کوچه-بازاری دیده نمیشود و به جای آن از واژگان فاخری چون فرتوت، سالخورده یا شیخ کبیر استفاده شده است. با این حال، در جدولهای کلمات متقاطع و فرهنگهای عامیانه، این عبارت جایگاه ویژهای برای توصیف اوج کهولت سن و فرسودگی دارد.