معنی
واژه جبهه در اصل به معنی پیشانی (عضو صورت) است. اما در کاربردهای امروزی به خط مقدم میدان نبرد، ائتلافی از احزاب و گروههای سیاسی با هدف مشترک، و همچنین مرز برخورد دو توده هوای متفاوت در هواشناسی اطلاق میشود.
یعنی چه
این کلمه نشاندهنده بخش جلو و پیشین هر چیزی است؛ چه در کالبدشناسی (پیشانی)، چه در نظامی (صف اول جنگ)، چه در سیاست (مظهر اتحاد نیروها) و چه در ساختمان (نما).
مترادف
واژههای هممعنی بسته به موقعیت متن شامل موارد فوق هستند.
متضاد
کلمات مخالف جبهه بر اساس کاربرد آناتومی یا نظامی تعیین میشوند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه سه حرفی (ج - ب - ه) مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «جَبْهَة» به معنی پیشانی وارد زبان فارسی شده و در زبانهای دیگری مانند ترکی عثمانی نیز به کار رفته است. در قرآن کریم نیز جمع آن به صورت «جِباه» (پیشانیها) در آیه ۳۵ سوره توبه آمده است.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ پرسشهای مربوط به پیشانی، خط مقدم جنگ، یا ائتلاف احزاب معمولاً این کلمه است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی واژه جبهه ارتباط مستقیمی با حوزه کاربرد آن در جمله دارند.
جمعبندی و توضیح کامل جبهه
واژه «جبهه» از جمله کلمات وامگرفته از زبان عربی است که تطور معنایی بسیار جالبی را در زبان فارسی تجربه کرده است. این کلمه در اصل لغوی خود به معنای «پیشانی» یا بخش جلویی صورت انسان است، اما به مرور زمان مفهوم آن گسترش یافته و به بخش پیشین و مظهر رویارویی در هر زمینهای اطلاق شده است. امروزه وقتی این کلمه به گوش میرسد، بیش از هر چیز مفاهیم نظامی و حماسههای خط مقدم نبرد تداعی میشود.
علاوه بر کاربرد نظامی، جبهه در ساختارهای اجتماعی، سیاسی و علمی نیز جایگاه ویژهای دارد. در دنیای سیاست، به معنای اتحاد و ائتلافی از گروههای همفکر برای مقابله با یک جریان دیگر به کار میرود و در علم هواشناسی، به مرز ناپایدار و محل برخورد دو توده هوای سرد و گرم گفته میشود که تغییرات جوی را رقم میزند. این تنوع کاربرد نشان میدهد که چطور یک واژه آناتومیک ساده میتواند به نمادی از ایستادگی، مواجهه و تحول تبدیل شود.