معنی
واژه دپرس در زبان عامیانه فارسی به فردی اطلاق میشود که دچار اندوه، بیحوصلگی یا افت ناگهانی روحیه شده است. این کلمه هرچند در روانشناسی به معنای اختلال افسردگی نزدیک است، اما در گفتگوهای روزمره بیشتر برای ابراز یک غمگینی گذرا یا ضدحال خوردن به کار میرود.
یعنی چه
وقتی کسی میگوید «دپرس هستم»، یعنی در آن لحظه یا بازه زمانی، شادابی و انرژی همیشگی را ندارد، دلگیر است و تمایلی به شرکت در فعالیتهای پرانرژی یا شاد نشان نمیدهد.
مترادف
در زبان فارسی رسمی، نزدیکترین معادلها به این واژه عامیانه، کلماتی هستند که بار اندوه و گرفتگی خاطر را دلالت میکنند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده پویایی، طراوت روح و داشتن انگیزه و نشاط بالا هستند، در نقطه مقابل این حالت قرار میگیرند.
هم خانواده
از آنجا که دپرس یک وامواژه از زبان انگلیسی است، مشتقات عربی یا فارسی ندارد و تنها با دیگر کلمات مشتق شده از ریشه خارجی خود در فارسی قرابت دارد.
ریشه
این کلمه از واژه انگلیسی Depressed (به معنی افسرده) یا بنفعل Depress (فشار دادن به پایین / پایین آوردن) وارد زبان محاورهای فارسی شده است و مفهوم افت روحیه را منتقل میکند.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح به عامیانه بودن اشاره کند یا تعداد حروف دقیقاً ۴ حرف باشد، خود کلمه «دپرس» مد نظر است.
به انگلیسی
واژه دپرس خود مستقیماً از معادل انگلیسیاش وارد فارسی شده است. در زبانهای دیگر نیز کلماتی با بار معنایی مشابه برای این اختلال خلقی یا حس اندوه وجود دارد.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه اصلی در زبان انگلیسی «Depressed» است که از فعل «Depress» میآید. در معنای فیزیکی به معنای تحت فشار قرار دادن، پایین بردن یا کاهش دادن (مثل کاهش جریان یا فشار) است و در مفهوم روانشناختی و پزشکی به حالت افسردگی و کاهش شدید ترشح هورمونهای شادیبخش در مغز اطلاق میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دپرس
واژه «دپرس» یک وامواژه و صفت عامیانه در زبان فارسی است که مستقیماً از کلمه انگلیسی Depressed به معنای افسرده گرتهبرداری شده است. این کلمه در ساختار رسمی و معیار زبان فارسی جایگاهی ندارد و اصطلاحی محاورهای به شمار میرود که مردم برای توصیف حالات اندوه، دلتنگی، بیحوصلگی و کاهش مقطعی انرژی روحی خود از آن استفاده میکنند.
اگرچه این کلمه ریشه در اصطلاحات پزشکی و روانشناسی مدرن (Depression) دارد، اما در مکالمات روزمره کاربران ایرانی لزوماً به معنای ابتلای فرد به بیماری بالینی افسردگی نیست؛ بلکه بیشتر به عنوان یک اغراق طنزآمیز یا بیانی ساده از یک ضدحال یا غم گذرا به کار میرود. با این حال، در متون رسمی، نگارشهای دانشگاهی و ادبی بهتر است به جای آن از معادلهای اصیل و زیبایی همچون «افسرده»، «مغموم» یا «دلگیر» استفاده شود.