یعنی چه
فتخاء در لغت به معنی مؤنثِ «أفتخ» است و به موجود یا اندامی اشاره دارد که دارای پهنی، نرمی یا سستی در مفاصل باشد. در کاربردهای خاصتر، به عقابی گفته میشود که هنگام پرواز یا فرود بالهایش را رها و پهن میکند، یا به ابزار چوبی مخصوصی که عسلگیران بر آن مینشینند.
تلفظ
این واژه به صورت فَتْخاء (فتخ به سکون ت و خاء ممدود) تلفظ میشود و یک صفت مؤنث عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ واژههایی چون «عقاب فروهشتهبال» یا «ابزار چوبی عسلگیری»، کلمه ۵ حرفی «فتخاء» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی آن به حالت بال عقاب یا انعطافپذیری اندامها اشاره دارند.
به عربی
این کلمه اصالت عربی دارد و از ریشه ثلاثی مجرد «ف ت خ» به معنی نرمی و پهن شدن مفاصل مشتق شده است.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی میتوان از عباراتی چون «فروهشتهبال» (برای پرنده) یا «نرممفصل» و «پهنتن» برای جانداران استفاده کرد.
در قرآن
واژه فتخاء و دیگر مشتقات ریشه «ف ت خ» در متن قرآن کریم وجود ندارند و کاربرد آن بیشتر لغوی، اشتقاقی و ادبی است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک عرب، عقاب فتخاء به دلیل حالت خاص بالهایش هنگام نشستن، نمادی از فرود، آرامش، حالت تسلیم یا حتی ضعف و پیری به شمار میرود. همچنین در برخی متون کهن به موجودات افسانهای شبیه شیردال پیوند خورده است.
جمعبندی و توضیح کامل فتخاء
واژه «فتخاء» یک صفت مؤنث با ریشه عربی است که وارد متون لغوی و کهن فارسی شده است. معنای بنیادی این واژه به نرمی، سستی، پهن شدن و انعطافپذیری در مفاصل، بالها یا اندامها بازمیگردد. در کاربردهای دقیقتر، این کلمه به عقابی اشاره دارد که هنگام فرود آمدن یا پرواز بالهای خود را پهن و سست میکند.
علاوه بر این کاربرد توصیفی، فتخاء به عنوان اسم برای ابزار چوبی عسلگیری (که انگبینچین بر آن مینشیند) نیز به کار رفته است. این کلمه در زبان فارسی امروز بسیار کمکاربرد و مهجور است و بیشتر در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع یا متون ادبی بسیار کهن به چشم میخورد.