یعنی چه
مجلجله در لغت به معنی مؤنث «مجلجل» است؛ یعنی هر چیز صداکننده، لرزاننده یا شترانی که بر گردن آنها زنگ و جرس آویزان شده باشد تا هنگام حرکت صدا بدهد.
تلفظ
این واژه بر وزن اسم مفعول یا اسم فاعل مؤنث از مصدر رباعی «جلجلة» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه مجلجله دقیقاً ۶ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنمای «پرصدا» یا «دارای زنگوله» به کار میرود.
به انگلیسی
در اصطلاحات زیستشناسی نیز به مار زنگی «الأفعى المجلجلة» (Rattlesnake) میگویند.
به ترکی
در زبان ترکی عثمانی و معاصر، بسته به کاربرد، معادلهای زنگولهدار یا طنینانداز برای آن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون پرطنین، رعدآسا، غوغاآمیز و جرسدار است که ویژگی صوتی شدیدی را توصیف میکنند.
در قرآن
کلمهای از ریشه «جلجل» در قرآن وجود ندارد و نباید آن را با واژههایی مثل زلزله یا نام سوره مجادله اشتباه گرفت.
نماد چیست
در فرهنگ سنتی به دلیل صدای زنگ کاروان شتران، نماد پویایی و حرکت است و در ادبیات نماد هیبت، خنده بلند یا خطابه پرقدرت میباشد.
جمعبندی و توضیح کامل مجلجله
واژه مجلجله یک صفت مأخوذ از زبان عربی و ریشه رباعی «ج-ل-ج-ل» است که در زبان فارسی معیار به صورت مستقل ثبت رایج و تثبیتشدهای ندارد، بلکه به عنوان شکل مؤنث یا صفت مبالغهای ادبی کاربرد دارد. معنای اصلی آن به هر چیز صداکننده، پرطنین، لرزاننده و رعدآسا اشاره میکند.
این واژه در متون کهن بیشتر برای کاروان شترانی به کار میرفته که به گردنشان زنگوله و جرس آویخته بودند تا صدای حرکتشان شنیده شود. به همین دلیل در نمادشناسی ادبی، یادآور پویایی، خبررسانی و بیداری است و در توصیف صوتی خطابهها یا پدیدههای طبیعی مثل رعد و خروش به کار میرود.