یعنی چه
این واژه در تداول عامیانه فارسی بیشتر به صورت مصدر مرکب «تقس کردن» (تخس کردن) به معنی بخش کردن و توزیع مال یا کالا بین چند نفر به کار میرود. همچنین در حالت صفتی (تخس) به معنای لجباز و بازیگوش است. از سوی دیگر، در ریشه عربی صیغهای صرفی به معنی اندازه گرفتن، سخت گرفتن و نکوهش کردن است.
متضاد
با توجه به دو کاربرد عامیانه (توزیع) و عربی (سختگیری)، متضادهای آن شامل یکجا کردن مال و همچنین نرمی و مدارا نشان دادن است.
هم خانواده
در زبان عامیانه فارسی با واژههای تخس و تقسیم (به عنوان رابطه معنایی) و در زبان عربی با ریشههای قَسَّ و قاسَ قرابت و همخانوادگی دارد.
ریشه
در لغتنامه دهخدا اشاره شده که این واژه در حالت عامیانه دگرگونشدهٔ تقسیم کردن است و در حالت صفتی (تخس) احتمالاً از واژه اوستایی تخشا به معنی کوشنده برآمده است. در وجه دیگر، یک صورت صرفی از ریشه عربی محسوب میشود.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به فتح اول (ت) و سكون قاف و سین تلفظ میشود.
در جدول
در جداول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ سه حرفی برای راهنماهای «بخش کردن عامیانه»، «توزیع مال» یا «سختگیری عربی» میآید.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شما توزیع کردن باشد یا سرزنش و لجبازی، برگردانهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در زبان عربی معادلهای دقیق آن بر اساس ریشه معنایی مورد نظر تفکیک میشوند.
به فارسی
برگردانهای اصیل و جایگزین فارسی این واژه شامل بخشبندی، ملامت کردن، سرزنش و لجبازی است.
نماد چیست
این واژه ارزش اسطورهای یا آئینی خاصی ندارد، اما در ادبیات و تداول عامه به عنوان نمادی از تقسیم کردن مادی یا قضاوت و سنجش سختگیرانه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تقس
واژه «تقس» یک واژه مستقل، اصیل و رایج در زبان فارسی فصیح نیست، بلکه کاربرد آن را باید در دو قلمرو متفاوت جستجو کرد. در وهله اول و در زبان محاوره و عامیانه مردم، این کلمه شکل دگرگونشده و املای دیگری از واژه «تخس» است که در قالب مصدر مرکب «تقس کردن» به معنی تقسیم کردن، تسهیم و توزیع مال یا کالا بین افراد به کار میرود و حالت صفتی آن به بچههای بازیگوش و یکدنده اشاره دارد.
در قلمرو دوم، این واژه ریشه در زبان عربی (ق س س / ق و س) دارد. در متون و فرهنگهای عربی به فارسی، تقس به عنوان یک صورت صرفی و فعلی ظاهر میشود که معنای اندازه گرفتن، سنجیدن، سخت گرفتن و ملامت کردن را متبادر میسازد. این واژه در قرآن کریم به طور مستقیم نیامده است.
در مجموع، اگر در جدول یا گفتگوهای عامیانه با این کلمه مواجه شدید، ریشه اصلی معنایی آن حول محور «بخش کردن و پراکندن» یا «سختگیری و توبیخ» میچرخد و بر اساس سیاق متن، معنای دقیق خود را پیدا میکند.