یعنی چه
بیغولهها جمع کلمهٔ «بیغوله» است. این واژه در زبان فارسی به معنی کنج، گوشهٔ دنج یا پنهان خانه، و زاویه است. به مرور زمان، این کلمه بیشتر برای اشاره به مکانهای دورافتاده، خرابهها، ویرانهها و دخمههای تاریک و ناامن به کار رفته است.
تلفظ
این واژه با فتح ب (بـِ) و سکون ی، ضم غ و واو کشیده تلفظ میشود و در حالت جمع، ها به آن افزوده میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف و کلمه اصلی میتواند «بیغولهها» (۸ حرف)، «کنجها» یا «خرابهها» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق برای ترجمه بهره برد.
به عربی
برای معنای ویرانه از واژه خرابهها/خرابات و برای معنای کهن آن یعنی کنج، از زوایا استفاده میشود.
به فارسی
واژگان جایگزین و برابرهای اصیل فارسی برای این کلمه شامل کنجها، گوشههای دنج، ویرانهها و خرابهها هستند.
در قرآن
واژهٔ بیغوله و جمع آن یک واژهٔ کاملاً فارسی اصیل است و هیچگونه کاربرد یا ریشهٔ مستقیم قرآنی ندارد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عرفانی، بیغوله نمادی از دوری از هیاهوی جهان، گوشهنشینی، غربت، بیارزشی دنیا و گاه گمراهی و فروپاشی است.
جمعبندی و توضیح کامل بیغوله ها
واژهٔ «بیغوله» (که جمع آن «بیغولهها» است) از واژههای کهن و اصیل زبان فارسی است. این واژه در اصل به معنای کنج، زاویه و گوشهای دنج از خانه بوده است؛ اما با گذشت زمان تغییر معنایی یافته و امروزه بیشتر به مکانهای ویران، خرابهها، آلونکها و مناطق دورافتاده و متروک اطلاق میشود.
از نظر ریشهشناسی، این واژه ریشه در فارسی میانه دارد و صورتهای آوایی تاریخی دیگری مانند «بیغله» و «پیغوله» نیز برای آن ثبت شده است. ریشهیابی عامیانهای که آن را به «جای پای غول» منتسب میکند، از نظر زبانشناسی علمی کاملاً رد شده است.
در حوزهٔ ادبیات مکتوب و نگاه عرفانی، بیغولهها بستر روایت تنهایی، انزوا و دوری از هیاهوی تمدن هستند و شاعران کلاسیک گاه آن را در تقابل با جلوگاه و آبادانی به کار بردهاند.