یعنی چه
به کسی گفته میشود که نوشتههای طنزآمیز، خندهدار و شوخطبعانه مینویسد. این نویسندگان هنر یا حرفه خود را بر پایه خلق مطالب دلپذیر و مفرح استوار کردهاند و معمولاً با استفاده از ابزار کمدی و فکاهه، مسائل روزمره یا نقدهای عمیق اجتماعی را در قالبی شیرین و خندهآور به مخاطب ارائه میدهند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «فَ کا هی نِ ویس» است که بخش اول آن از ریشه عربی و بخش دوم آن از مصدر نوشتن در زبان فارسی برآمده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این تعریف دقیقاً ۹ حرف دارد. بسته به تعداد حروف مورد نیاز، میتوان از گزینههای جایگزین مانند طنزنویس یا کمدینویس نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان متعددی برای این مفهوم وجود دارد؛ رایجترین آنها Humorist است که به نویسنده مطالب شوخطبعانه اشاره دارد.
به فارسی
از برگردانها و معادلهای خالصتر یا مترادف فارسی آن میتوان به واژههایی چون طنزنویس، طنزپرداز، بذلهنویس و شوخنویس اشاره کرد که همگی مفهوم نگارش مطالب غیرجدی و شاد را میرسانند.
نماد چیست
در هنر و ادبیات، نماد فکاهینویسی معمولاً «ماسک خندان» (نماد کمدی در تئاتر باستان) یا قلمی است که از آن لبخند، کاریکاتور یا مفاهیم شادیآفرین میتراود و نشاندهنده نقد اجتماعی در قالب شوخی است.
جمعبندی و توضیح کامل فکاهی نویس
واژه فکاهینویس یک صفت مرکب فاعلی در زبان فارسی است که از ترکیب بخش عربی «فکاهی» (برگرفته از ریشه فَکَهَ به معنی خوشطبعی و مزاح) و بن مضارع فارسی «نویس» (از مصدر نوشتن) ساخته شده است. این اصطلاح به هنرمندانی اطلاق میشود که با قلم توانای خود، حقایق تلخ یا شیرین جامعه را در جامه طنز و کمدی میآرایند تا علاوه بر سرگرم کردن و خنداندن مخاطب، آگاهیبخشی و نقد سازنده را نیز به نمایش بگذارند.
اگرچه ریشه واژگانی آن در قرآن کریم در قالب کلماتی مانند «فَکِهِین» به معنای شادمانی و کامرانی آمده، اما اصطلاح فکاهینویس به عنوان یک صفت شغلی و ادبی، کاربرد مستقیمی در متن قرآن ندارد و یک اصطلاح ادبی و رسانهای معاصر محسوب میشود. در ساختار لغتنامهای، این کلمه مترادفهای نزدیکی چون طنزپرداز و کمدینویس دارد و متضاد معنایی آن واژگانی نظیر جدینویس یا مرثیهنویس است.