یعنی چه
در اصطلاح صوفیه و ادبیات عرفانی، این عبارت کنایه از گوشهنشینی، مراقبه و رسیدن به عزت نفس و استغنای درونی است؛ به طوری که سالک گریبان لباس خود را به منزله تاج پادشاهی و دامن خود را تخت سلطنت میسازد و از خلق بینیاز میشود.
تلفظ
تلفظ به صورت فصیح و روان: az girībān tāj sāxtan
در جدول
این عبارت در جدولهای شرح در متن یا کلاسیک به عنوان کنایه از قناعت و پادشاهیِ فقر به کار میرود.
به انگلیسی
معادل دقیقی در انگلیسی برای این کنایه ترکیبی وجود ندارد، اما مفهوم آن را با تعابیری که نشاندهنده غنای درونی و سلطنت روحی ناشی از زهد است ترجمه میکنند.
به عربی
در ادبیات زهد و عرفان عربی، تعابیری که به حاکمیت قناعت و بینیازی عارف از خلق اشاره دارند، نزدیکترین معادلها هستند.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل گوشهگیری برای مراقبه، دست نیافتن سوی خلق، و ملوکپرستی نکردن است.
نماد چیست
این عبارت نماد این مفهوم است که انسان برای شاه بودن و رسیدن به عظمت، نیازی به تاج و تخت مادی و بیرونی ندارد؛ بلکه با فرو رفتن در گریبان خود (خودشناسی و مراقبه) به پادشاه ملک وجود خود تبدیل میشود.
جمعبندی و توضیح کامل از گریبان تاج ساختن
عبارت «از گریبان تاج ساختن» یک اصطلاح و کنایهٔ عرفانی و ادبی بسیار ژرف در زبان فارسی است که ریشه در اشعار صوفیانه، بهویژه قصاید حکیم سنایی غزنوی در قرن ششم هجری دارد. سنایی در بیت معروف خود میگوید: «ای سنایی جهد کن تا بهرِ سلطانِ ضمیر / از گریبان تاج سازی وز بُنِ دامن سریر». در این تصویرسازی، گریبان لباس به تاج پادشاهی و دامن به تخت سلطنت تشبیه شده است.
این تعبیر کنایه از دستیابی به سلطنت فقر، قناعت و استغنای کامل روحی است. عارف یا سالک با بریدن از خلق و روی آوردن به حق، سر در گریبان خود فرو میبرد و با اعتکاف در دل و مراقبه، چنان عزت نفسی مییابد که خود را از هر پادشاه صاحبتاجی بینیاز میبیند. این اصطلاح در متون دینی یا قرآنی سابقه ندارد و کاملاً ابداع شاعران پارسیگوی است.