معنی
کشور به سرزمینی با مرزهای جغرافیایی مشخص، پایتخت، تشکیلات سیاسی مستقل و دولت واحد اطلاق میشود که مجموعهای از مردم در آن زندگی میکنند. در ادبیات کهن این واژه به معنای بخش بزرگی از زمین یا اقلیم نیز به کار میرفته است.
یعنی چه
در اصطلاح مدرن، کشور یا همان دولت-ملت به یک واحد سیاسی و جغرافیایی گفته میشود که دارای حاکمیت ملی، مرزهای بینالمللی شناختهشده و قوانین خاص خود است و هویت جمعی یک ملت را شکل میدهد.
مترادف
متضاد
ریشه
ریشه این کلمه به زبانهای باستانی ایران بازمیگردد. در زبان پهلوی به صورت «کِشور» و در اوستا به صورت «کَروِشْوَر» به کار میرفته که در اصل به بخشها یا اقلیمهای هفتگانه زمین (هفت کشور) اشاره داشته است.
جمله سازی
در جدول
واژه «کشور» دقیقاً از ۴ حرف تشکیل شده است و در جداول کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «سرزمین»، «مملکت» یا «قلمرو پادشاهی» استفاده میشود.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل کشور
واژه «کشور» یکی از مفاهیم کلیدی در جغرافیای سیاسی، حقوق بینالملل و جامعهشناسی است که به یک قلمرو جغرافیایی محصور با مرزهای معین و دارای حکومت مستقل اشاره دارد. این مفهوم در طول تاریخ از معنای باستانی خود یعنی «اقلیمهای هفتگانه زمین» به معنای مدرن «دولت-ملت» تکامل یافته است و امروزه با مؤلفههایی چون جمعیت پایدار، سرزمین مشخص، حاکمیت و توانایی برقراری رابطه با دیگر دولتها شناخته میشود.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کشور فراتر از یک تعاریف صرفاً اداری و سیاسی، با مفاهیمی چون وطن، مرز و بوم و هویت ملی پیوند خورده است. پرچم، سرود ملی و نقشه جغرافیایی از بارزترین نمادهای نمادین یک کشور در جهان امروز به شمار میروند که استقلال و اصالت یک ملت را در مراجع بینالمللی بازتاب میدهند.