یعنی چه
عبارت «بو فخار» به عنوان یک کلمه واحد و مستقل در واژهنامههای رسمی فارسی ثبت نشده است. این عبارت از دو جزء «بو» (فارسی) و «فخار» (عربی به معنی سفال) تشکیل شده و به معنای رایحه و بوی برخاسته از سفال یا گل پخته است. احتمال دارد یک ترکیب محلی، شعری یا اشتباهشنیده از عبارتی دیگر باشد.
تلفظ
جزء اول این ترکیب «بُو» (bū) با واو مدی و جزء دوم آن «فَخّار» (fakh-khār) با فتحه فاء و تشدید و فتحه خاء تلفظ میشود.
در جدول
این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک ترکیب ۶ حرفی شناخته میشود. جزء دوم آن یعنی «فخار» به تنهایی ۴ حرف دارد و به معنای سفالگر یا کوزه است.
به انگلیسی
از آنجا که ترکیب استاندارد نیست، معادل دقیقی ندارد؛ اما واژه بو معادل smell/scent و واژه فخار معادل pottery/earthenware است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جزء اول (بو) کلمه koku و برای جزء دوم (فخار) واژه çömlek به معنی سفال و کوزه استفاده میشود.
به فارسی
اگر بخواهیم این ترکیب عربی-فارسی را تماماً به فارسی سره یا روان برگردانیم، مفهوم آن برابر با «بوی خوش خاک بارانخورده یا گل پختهشده کوره سفالگری» خواهد بود.
در قرآن
خود ترکیب «بو فخار» در قرآن نیست، اما واژه «فخار» یکبار در قرآن در آیه «خَلَقَ الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّار» آمده که اشاره به آفرینش انسان از گل خشکیده و سفالمانند دارد.
نماد چیست
جزء فخار در ادبیات و متون دینی نماد سرشت خاکی، ضعف جسمانی و خلقت اولیه انسان و همچنین شکنندگی و بیدوامی دنیاست. جزء بو نیز در ادبیات تجسمی از ادراک، یادآوری و حضور معنوی است.
جمعبندی و توضیح کامل بو فخار
عبارت «بو فخار» یک واژه مستقل، اصیل یا ثبتشده در لغتنامههای معتبر زبان فارسی مانند دهخدا و معین نیست. بررسی ریشهشناختی نشان میدهد که این عبارت از ترکیب واژه فارسی «بو» (به معنی رایحه) و کلمه عربی «فخار» (به معنی سفال و گل پخته) ایجاد شده است. بنابراین از نظر لغوی تنها میتوان آن را به صورت تحتاللفظی به «بوی سفال» یا «رایحه کوزه گلی» تعبیر کرد.
از دیدگاه قرآنی و ادبی، بخش اصلی این ترکیب یعنی «فخار» اهمیت بالایی دارد؛ زیرا در قرآن کریم برای توصیف جنس اولیه آفرینش کالبد انسان (گل خشکیده و سفالین) به کار رفته است. در ادبیات عرفانی نیز سفال یا فخار همواره یادآور شکنندگی مادی انسان و منشأ خاکی او در برابر روح بلند الهی است.
در نهایت، وجود این ترکیب با این ساختار خاص دلالت بر یک اصطلاح عامیانه، نام یک منطقه محلی، یک ترکیب شعری خاص یا تحریف احتمالی عبارتی دیگر در بازیهای کلامی و جدولهای متقاطع دارد که کلید حل آن توجه به تعداد حروف (۶ حرف) و مفهوم جزء دوم آن است.