معنی
واژه عشرت در زبان فارسی امروز بیشتر به معنی خوشگذرانی، شادمانی و عیش و نوش به کار میرود؛ اما در ریشه لغوی و قدیمی خود به معنای الفت، معاشرت، آمیزش و با هم زیستنِ همراه با دوستی است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی به عشرت مشغول است، یعنی زمان خود را به شادمانی، تفریح و خوشگذرانی میگذراند و از رنج و اندوه دوری میجوید.
مترادف
این واژهها در متون ادبی و عرفانی همتراز عشرت قرار میگیرند و مفاهیم شادی و همنشینی را میرسانند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی (ع ش ر) مشتق شدهاند که مفاهیمی چون عدد ده، همزیستی و گروه را در خود دارند.
ریشه
واژه عشرت از زبان عربی وارد فارسی شده است. ریشه اصلی آن به معنای آمیزش، معاشرت و همنشینی است که در فارسی تغییر معنایی یافته و بیشتر به جنبه خوشگذرانی آن توجه شده است.
تلفظ
این کلمه با کسره روی حرف عین و سکون روی حرف شین تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون عیش، طرب و عشرت معمولاً به عنوان پاسخهای هممعنی یکدیگر شناخته میشوند.
به انگلیسی
بسته به لحن متن و میزان افراط در خوشگذرانی، کلمات متفاوتی در انگلیسی معادل آن قرار میگیرند.
به عربی
در زبان عربی واژه عِشرَة بیشتر معنای همنشینی میدهد و برای معنای خوشگذرانی از عیش و رغد استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این کلمه شامل خوشدلی، شادمانی و خوشزیستی است که ابعاد مثبت زندگی پرنشاط را نشان میدهند.
نماد چیست
در شعر بزرگانی چون حافظ و سعدی، عشرت نمادی از هوشیاریِ عرفانی برای استفاده از زمان حال، دوری از زهد ریایی و چشیدن شادی نقد زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل عشرت
واژه «عشرت» سرگذشت معنایی جالبی در زبان فارسی دارد. این کلمه که در اصل از ریشه عربی به معنای همنشینی، معاشرت و با هم زیستن برآمده، در گذر زمان و با ورود به ادبیات و زبان فارسی، تغییر جهت داده و بیشتر به مفهوم عیش، طرب، کامرانی و خوشگذرانی تعبیر شده است. در متون اسلامی و قرآنی نیز مشتقات آن مانند «عاشِرُوهُنَّ» به معنای شایسته رفتار کردن و همزیستی مسالمتآمیز با همسران به کار رفته است.
در ادبیات عرفانی و غنایی ایران، بهویژه در دیوان حافظ، عشرت جایگاه نمادین برجستهای دارد. در این نگاه، عشرت فراتر از یک خوشگذرانیِ ساده و مادی است؛ بلکه نمادی از مفهوم «دم غنیمتدانی» یا اصالت زمان حال است. شاعران با دعوت به عشرت، انسان را به رهایی از غم گذشته و ترس از آینده فرا میخوانند و آن را پادزهری در برابر زهد ریایی و تلخکامیهای روزگار میدانند.