معنی
در لغت به معنای عهد، پیمان، امان و ضمانت است و در اصطلاح فقهی و حقوقی، به ظرفی اعتباری در عهدهٔ شخص گفته میشود که تعهدات، واجبات و بدهیهای مالی یا غیرمالی او در آن قرار میگیرد.
یعنی چه
وقتی میگویند کاری یا مالی در ذمهٔ کسی است، یعنی آن شخص شرعاً، قانوناً یا اخلاقاً مسئول انجام دادن یا پرداخت کردن آن است و تا زمانی که آن را ایفا نکند، عهدهاش مشغول است.
مترادف
این کلمات در کاربردهای لغوی، فقهی و حقوقی بیشترین همپوشانی معنایی را با ذمه دارند.
متضاد
واژه ذمه به تنهایی متضاد مستقیم تککلمهای ندارد، اما در اصطلاح، متضادِ «اشتغال ذمه» (بدهکاری)، «برائت ذمه» (پاک شدن از مسئولیت و دین) است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ذ م م» مشتق شدهاند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه در زبان عربی به معنی «سرزنش و نکوهش» است. تحول معنایی آن به این صورت بوده که به پیمان و تعهد «ذمه» گفتهاند، چون شکستن و ترک آن موجب سرزنش و ملامت انسان میشود.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با کسره مکسور روی حرف ذال و تشدید روی حرف میم به صورت ذِمْمِهِ (Zemme) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به عهد، پیمان یا ضمانت، کلمه سه حرفی «ذمه» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در متن حقوقی، مالی یا اخلاقی به کار رود، معادل انگلیسی آن تغییر میکند.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی که میتوانند جایگزین این واژه در متون شوند شامل «عهده»، «پیمان» و «تعهد» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ذمه
واژه «ذمه» یک اصطلاح پرکاربرد حقوقی، فقهی و ادبی است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در اصل از ریشه «ذم» به معنای سرزنش گرفته شده است؛ چرا که در فرهنگ نخستین آن، باور بر این بود که شکستن عهد و پیمان موجب ملامت و سرزنش فرد میشود و به تدریج خودِ این تعهد و امان، ذمه نام گرفت.
در اصطلاحات امروزی و فقهی، ذمه را مانند یک ظرف حقوقی یا اخلاقیِ فرضی در وجود انسان در نظر میگیرند که تکالیف، بدهیها و وظایف او در آن بار میشود. عبارات مشهوری نظیر «اشتغال ذمه» نشاندهنده پر بودن این ظرف از تعهد یا بدهی است، در حالی که «برائت ذمه» به معنای خالی شدن آن و ادا کردن تمام دیون و تکالیف است.
این کلمه در قرآن کریم نیز دو بار در سوره توبه به معنی عهد و حق امان به کار رفته است. در ادبیات فارسی، ذمه همواره یادآور مسئولیت سنگین اخلاقی و مادی است که انسان نسبت به خداوند، جامعه یا افراد دیگر بر گردن دارد.