یعنی چه
این واژه یک مصدر مرکب کنایی در زبان فارسی است. «دل جستن» به معنای دلجویی کردن، تفقد، استمالت و به دست آوردن خاطر و خشنودی کسی است که آزرده یا غمگین شده باشد. در برخی متون ادبی نیز به معنای مایل شدن به کسی یا پیوند عاطفی برقرار کردن به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت [دِلْ جُسْ تَنْ] است. لازم به ذکر است که اگر به صورت «جَستن دل» (با فتح ج) خوانده شود، به معنی تپش شدید قلب و خفقان ناشی از ترس خواهد بود که با معنای این مدخل متفاوت است.
در جدول
پاسخ مستقیم این مدخل در جدول «دل جستن» است که ۶ حرف دارد. از معادلهای دیگر آن میتوان به دلجویی یا استمالت اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم عاطفی و اخلاقی از اصطلاحات مربوط به تسلی دادن و آرامش بخشیدن به قلب و احساسات استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههایی که مفهوم دلداری، التیام دادن به اندوه و جلب محبت مخاطب را برسانند به عنوان معادل این اصطلاح به کار میروند.
به فارسی
از برگردانها و واژههای همارز اصیل و رایج فارسی برای این اصطلاح کنایی میتوان به عباراتی همچون دلجویی، خاطر جستن، نوازش کردن، غمخواری و نواختن اشاره کرد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این فعل نماد عالی اخلاق عاشقانه، شفقت، پادرمیانی خیرخواهانه برای از بین بردن غم و کینه، و نشاندهندهٔ پیوند عمیق عاطفی میان انسانها است.
جمعبندی و توضیح کامل دل جستن
اصطلاح «دل جستن» یک مصدر مرکب و کنایهٔ زیبای ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب دو واژهٔ «دل» (به عنوان مرکز عواطف) و «جستن» (به معنی طلب کردن و یافتن) ساخته شده است. این عبارت در لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا و معین به معنی دلجویی کردن، دلداری دادن و به دست آوردن خاطر آزردهٔ کسی تعبیر میشود.
این واژه جلوهای از فرهنگ مهرورزی و اخلاق سنتی ایرانی است که در آن، التیام بخشیدن به زخمهای روحی دیگران و زدودن کدورتها ارزش بالایی دارد. نظامی گنجوی نیز در اشعار خود از این ترکیب برای نشان دادن پادرمیانی عاطفی و جلب محبت استفاده کرده است.
باید توجه داشت که این اصطلاح با «جَستن دل» (به فتح جیم) که یک پدیده فیزیولوژیکی و به معنای تپش قلب ناشی از ترس است، کاملاً متفاوت بوده و بار معنایی کاملاً مثبت و انسانی دارد.