یعنی چه
بر فشاندن (یا برافشاندن) به معنی تکان دادن دست یا جامه تا آنچه در آن است بریزد، پاشیدن مایعات یا ذرات، و همچنین به معنی کناییِ بخشیدن، ایثار کردن جان و مال، یا دست شستن از تعلقات دنیوی است.
تلفظ
این واژه از پیشوند «بَر» و مصدر «فشاندن» تشکیل شده و به صورت [بَر فِ شان دَن] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف «بر فشاندن» (۸ حرف) است. معادلهای دگر آن مانند افشاندن یا نثار نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از افعال متفاوتی برای ترجمه این واژه استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصلی این واژه شامل پاشیدن، پراکندن، نثار کردن، ایثار کردن و فدا کردن است. متضادهای آن نیز شامل جمع کردن، اندوختن و بخل ورزیدن میشود.
در قرآن
عین واژهٔ فارسی «بر فشاندن» در متن قرآن وجود ندارد. با این حال، از نظر معنایی با واژگانی چون «نَفَقَ» (در باب انفاق به معنی بخشیدن مال) یا «نَثَرَ» (به معنی پراکنده شدن مانند انثارت) قرابت معنایی دارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، اصطلاحاتی مانند «جانبرافشاندن» یا «آستینبرافشاندن» نماد رهایی از دنیا، تسلیم محض در برابر معشوق، ایثار بیمنت و سماع مستانه است؛ همانطور که سعدی میگوید: «ندانی که شوریده حالان مست / چرا برفشانند در رقص دست»
جمعبندی و توضیح کامل بر فشاندن
واژهٔ «بر فشاندن» یک مصدر مرکب کاملاً پارسی است که از ترکیب پیشوند جهتدهی و تأکیدی «بر» با مصدر پهلوی «فشاندن» ساخته شده است. این واژه در دو سطح مادی و معنایی کاربرد دارد؛ در مرتبهٔ مادی به معنای پاشیدن، ریزش بارانگونه، و پراکنده ساختن ذرات یا مایعات است.
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، این واژه تغییر کاربری داده و معنایی بسیار ژرف یافته است. شعرا از آن به عنوان نماد عالیِ ایثار، بخشندگی بیدریغ، جانفشانی در راه معشوق و پاکباختگی یاد کردهاند. همچنین حرکات دست در سماع و رقص عارفانه که نشان از پشت پا زدن به مادیات دارد، با تعابیری چون دست یا آستین برافشاندن توصیف شده است.