یعنی چه
واژهٔ «عقیقوار» یک صفت مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ «عقیق» (سنگ نیمهقیمتی) و پسوند تشبیهی «وار» (به معنی مانند و بهسان) ساخته شده است. این واژه در ادبیات فارسی مجازاً برای توصیف ویژگیهایی چون سرخی، درخشندگی، ارزش بالا و شفافیت به کار میرود؛ برای مثال در توصیف لب معشوق یا زمینی که از خون سرخ شده است.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت عَقِیقْوَار (عَـ / قِیقْ / وَار) با سکون در انتهای بخش اول و کشش در بخش دوم است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف، «عقیق وار» (دارای ۷ حرف) است. همچنین کلماتی مانند عقیقی یا عقیقگونه نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین مطرح شوند.
به عربی
برای انتقال مفهوم تشبیهی این واژه در زبان عربی از حرف جر تشبیه «کـ» یا واژه «شبیه» به همراه عقیق استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی مدرن از ترکیب کلمه عقیق (Akik) به همراه ادات تشبیه (gibi) استفاده میشود. واژه عقیقواری نیز در ادبیات عثمانی کاربرد داشته است.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل مواردی چون عقیقگون، عقیقگونه، شبیه عقیق، سرخفام و لعلگون است که همگی بر رنگ سرخ و درخشندگی دلالت دارند.
در قرآن
این کلمه و ریشهٔ پایه آن یعنی عقیق در متن قرآن ذکر نشدهاند و یک ترکیب کاملاً ادبی و عرفی در زبان فارسی و عربی به شمار میروند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ سنتی، این واژه نماد سرخی درخشان، گرانبهایی و پایداری است. در شعر کهن، گاهی برای تصویرسازی زمینِ گلگونشده از خون در جنگها (مانند شعر عنصری) و گاهی برای توصیف لبهای سرخ و زیبای معشوق به عنوان نماد زیبایی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عقیق وار
واژهٔ «عقیقوار» یک صفت مرکب توصیفی و ادبی در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «عقیق» (نوعی سنگ گرانبها و کوارتز سرخ) و پسوند شباهت فارسی «وار» ساخته شده است. این کلمه اگرچه به صورت یک مدخل مستقل بسیار رایج در تمام لغتنامهها ثبت نشده، اما ساختار دستوری و ادبی آن کاملاً دقیق و شناختهشده است و اساساً به معنای «چیزی که مانند عقیق درخشان، سرخ یا ارزشمند باشد» به کار میرود.
در اشعار کهن فارسی، از جمله آثار عنصری، این واژه برای صفتسازی تصاویر حماسی یا عاشقانه به کار رفته است؛ جایی که زمین دشت به دلیل پاشیده شدن خون به عقیق تشبیه میشود یا در غزلها که لب معشوق را از نظر رنگ و بها به عقیق مانند میکنند. از این رو، کاربرد آن بیشتر جنبه استعاری، هنری و زیباییشناختی دارد.
این واژه از نظر واژهشناسی دارای ریشهای دوگانه (عربی-فارسی) است، در متون مذهبی مانند قرآن سابقه تکرار ندارد و در بازیهای کلمات و جدولها به عنوان یک عبارت ۷ حرفی با مفهوم شباهت به سنگهای قیمتی شناخته میشود.