یعنی چه
این واژه صفت مرکب مفعولی است. از یک سو به معنی دعایی است که به هدفِ اجابت اصابت کرده و برآورده شده است (مانند بیت حافظ)؛ از سوی دیگر در منابع واژهنامهای آزاد به معنای کسی به کار رفته که به دلیل تکرار فراوان اجابت، دچار نوعی اشباع، بینیازی یا دلزدگی از خواستن شده است.
تلفظ
این کلمه متشکل از واژه عربی مُستَجاب (mostajāb) و پسوند صفت مفعولی فارسی زَده (zade) است.
در جدول
در مسابقات و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل دقیقاً خود واژه «مستجاب زده» با ۹ حرف است.
به انگلیسی
برای مفهوم ادبی آن از اصطلاحات مربوط به دعای برآوردهشده و برای مفهوم دوم از عبارات توصیفی مربوط به سیر شدن از اجابت استفاده میشود.
به عربی
این ترکیبِ ممتزج فارسی و عربی معادل تکواژهای دقیق در عربی ندارد و از عبارات توصیفی یا همخانوادههای آن استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی سره یا عبارات رایج، واژههایی چون «برآورده»، «پذیرفته»، «مقبولافتاده» و در لایههای معنایی دیگر «سیر از پذیرش» به عنوان برگردان و جایگزین مفهوم قرار میگیرند.
در قرآن
ترکیب ساختاری «مستجابزده» به دلیل داشتن پسوند فارسی «زده» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه عربی آن یعنی فعل مجهول «أُجِيبَت» (برآورده شد) در آیاتی مانند آیه ۸۹ سوره یونس («قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا») به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل مستجاب زده
واژه «مستجابزده» یک صفت مفعولی مرکب، نادر و شاعرانه در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «مستجاب» (پذیرفته شده) و پسوند فارسی «زده» (به معنای اصابتکرده یا دچارشده) شکل گرفته است. شاخصترین و معتبرترین کاربرد ادبی این واژه در غزل ۴۲۱ دیوان حافظ دیده میشود که در آنجا به معنای دعاهایی است که به هدف اجابت اصابت کرده و کاملاً برآورده شدهاند، که نمادی از یقین و اتصال کامل به منبع فیض معنوی است.
از سوی دیگر، در برخی واژهنامههای معاصر و برداشتهای تفسیری، معنای ثانویه و کنایی برای آن ذکر شده که به شخصِ اشباعشده یا دلزده از اجابت اشاره دارد؛ یعنی کسی که آنقدر خواستههایش برآورده شده که دیگر اشتیاق اولیه خود را از دست داده است. این کلمه در ساختار جدول کلمات متقاطع یک پاسخ ۹ حرفی دقیق محسوب میشود.