یعنی چه
«مطرز گردیدن» در لغت به معنی آراسته شدن، منقش شدن و با طرح و نگار یا گلدوزی تزیین شدن است. این ترکیب از واژه عربی «مطرز» (اسم مفعول از تطریز به معنی نقشدار و مزین) و فعل فارسی «گردیدن» (شدن) ساخته شده است. این عبارت در اصل برای جامه و پارچه به کار میرفته و بعدها مجازاً برای کلام، خطبه، کتاب و سکه به معنی مزین شدن استفاده شده است.
تلفظ
واژه «مطرز» به صورت مُطَرَّز (با ضمه م، فتح ط و ر مشدد) تلفظ میشود و در ترکیب با «گردیدن»، به صورت مصدر مرکب خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «مطرز گردیدن» به عنوان معادل ۱۰ حرفی برای آراسته شدن و زینت یافتن به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم مطرز گردیدن از افعال مجهول مربوط به تزیین و سوزندوزی استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است؛ در زبان عربی فعل «تطرز» یا عباراتی مانند «صار مطرزاً» معادل دقیق آن هستند.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل و رایج برای این عبارت شامل آراسته شدن، منقش گشتن، زیور یافتن و جلوه کردن است که در متون کهن به وفور به کار رفتهاند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، مطرز گردیدن نمادی از پارچه گلدوزیشده و شاهانه، تجلی جلال، و کلام فاخر و آراسته است؛ مانند زمانی که دیباچه کتابی به نام بزرگان آراسته و مطرز میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مطرز گردیدن
عبارت «مطرز گردیدن» یک مصدر مرکب ادبی است که از ترکیب واژه عربی «مطرز» (به معنی نقشدار و گلدوزیشده) و فعل فارسی «گردیدن» ساخته شده است. این اصطلاح در اصل برای توصیف پارچهها و جامههای گرانبهایی که با دستدوزی و طلاکوبی زینت داده میشدند به کار میرفته، اما در سیر تطور زبان فارسی، کاربردی مجازی و استعاری یافته است.
در ادبیات کهن و متون فصیحی همچون کلیله و دمنه، این عبارت برای توصیف آراستگی کلام، سکهها، خطبهها و بهویژه دیباچه کتابها به کار رفته است؛ برای مثال وقتی میگویند دیباچه کتاب به نام پادشاهی مطرز گردید، یعنی به نام او مزین و مایه افتخار شد. این واژه نمادی از ارتقای یک شیء یا مفهوم ساده به مرتبهای باشکوه، هنری و والا است.
از نظر ریشهشناسی، واژه مطرز از ریشه عربی «طرز» یا همان «طراز» گرفته شده که جالب اینجاست که خودِ طراز، معرب (عربیشده) کلمه فارسی «تراز» است؛ بنابراین این ترکیب نمونه زیبایی از همنشینی و تبادل فرهنگی و زبانی میان فارسی و عربی به شمار میرود.